هم‌سویی اعلامی شی و ترامپ بر عدم اشاعه هسته‌ای و باز ماندن تنگه هرمز، به‌معنای تعهد چین به اعمال فشار بر تهران نیست و پکن با توجه به منافع انرژی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود، همچنان رویکردی مبتنی بر مدیریت بحران، تداوم تاب‌آوری ایران و جلوگیری از گسترش کنترل‌ناپذیر جنگ دارد.


نشست ۲۳ تا ۲۵ سپتامبر شی با ترامپ، دومین دیدار رهبران دو کشور، پس از نشست مه ۲۰۲۶ بود که به‌دور از توافق‌های بزرگ، عمدتاً بر تشریفات، دیپلماسی شخصی و مدیریت تنش‌ها متمرکز شد. نتایج ملموس محدود بودند و بسیاری از مسائل کلیدی مانند تعرفه‌ها، خاک‌های نادر، فروش تسلیحات به تایوان، محدودیت‌های فناوری حل‌نشده باقی ماندند یا به مذاکرات بعدی موکول شدند. سوال این است در موضوع ایران میان شی و ترامپ چه گذشته است؟

توافقات دو دیدار ماه‌های مه و سپتامبر

در سفر ترامپ به چین در مه ۲۰۲۶ آتش‌بس تجاری به سازوکارهای نهادی تبدیل و بر ایجاد هیئت‌های تجارت و سرمایه‌گذاری آمریکا-چین تاکید شده بود. سفر شی به واشنگتن در سپتامبر، رفتار تعرفه‌ای مطلوب‌تر برای ۳۰ میلیارد دلار کالاهای غیرحساس را تثبیت نمود و کارگروه کشاورزی تشکیل شد. چین همچنین واردات سالانه ۱۰ میلیون تن زغال‌سنگ آمریکا در ۲۰۲۸-۲۰۲۷ را پذیرفت و گفت‌وگوی ابرهوش راه‌اندازی شد.

تمدید دوماهه؛ دلایل اعلامی و پس‌زمینه

آمریکا و چین آتش‌بس تجاری را تا ۱۰ ژانویه ۲۰۲۷ تمدید کردند. دلیل اعلامی بسنت، دادن زمان بیشتر برای بررسی توافق بزرگ‌تر بوده است. اما در پس‌زمینه، واشنگتن می‌خواهد بر اجرای تعهدات چین در خریدهای کشاورزی و عناصر نادر نظارت کند. چین نیز از حفظ آتش‌بس سود می‌برد، زیرا ضمن قفل وضعیت فعلی، زمان بیشتری برای تقویت موقعیت خود می‌خرد. این تمدید دوماهه مصالحه متقابل برای جلوگیری از تشدید تنش، حفظ اهرم‌ها و آزمودن اجرای تعهدات است.

مسئله ایران در دیدار

چین رسما توافقات هشت‌گانه سفر شی را منتشر کرده است که در یک مورد آن «ایران باید به عدم توسعه سلاح هسته‌ای متعهد باشد و هیچ کشور یا نهادی نباید بر آبراه‌های بین‌المللی عوارض وضع کند». هم‌سویی کلامی در این بند، لزوما به معنی توافق الزام‌آور درباره فشار چین بر ایران نیست. بااین‌حال می‌توان در این محورها جهت‌گیری چین را بدین گونه تشریح کرد.

1- میانجیگری و فشار برای باز کردن تنگه هرمز

پکن، خود را قربانی وضعیت آشفته‌ای می‌داند که اقدامات آمریکا منجر به آن شده است. به‌عنوان‌مثال ناامنی در خلیج‌فارس امنیت انرژی پکن را تحت تأثیر منفی قرار داده است. به دلیل اینکه دو طرف درگیری، خواسته‌های کاملاً متضادی را مطرح می‌کنند، چین نمی‌خواهد وارد میانجیگری‌ای شود که دو طرف آمادگی لازم را برای آن ندارند.

تضاد منافع دو کشور چین و آمریکا در جنگ نیز مانع میانجیگری چین است. هدف مطلوب آمریکا سرنگونی جمهوری‌اسلامی‌ایران و هدف حداقلی آن مهار ایران با حذف اهرم هسته‌ای است. در مقابل چین دو ترجیح در وضعیت فعلی جنگ دارد. نخست اینکه جنگ ادامه پیدا کند، اما همزمان تاب‌آوری ایران خدشه‌دار نشود و گسترش دامنه جنگ از کنترل خارج نشود که در دیدار وانگ‌یی با عراقچی نیز برآن تاکید شد.

2- خرید نفت

چین به دلیل منافع ارزان بودن و اهرم دلارزدای نفت ایران، حاضر نیست امنیت انرژی ۱۰ درصدی خود از طریق ایران را کنار بگذارد. طبق آمارهای کپلر واردات نفت چین از ایران کاهش یافته و به ۸۲۳ هزار بشکه در ماه ژوئیه و ۵۳۴ هزار بشکه در ۲۰ روز اول ماه اوت رسیده است. از دلایل آن، محاصره دریایی، بازآرایی در مکانسیم‌های فروش نفت ایران و عدم اطلاعات کافی برای ردگیری دقیق صادرات نفت بوده است. در نتیجه شواهدی مبنی بر تصمیم سیاسی پکن برای همراهی با آمریکا وجود ندارد و کمبود عرضه فیزیکی نفت ایران و نبود اطلاعات کافی در اینجا حائز اهمیت هستند.

3- حمایت‌های نظامی-اطلاعاتی

یکی از خواسته‌های آمریکا از چین این است که از ایران حمایت تسلیحاتی-اطلاعاتی به عمل نیاورد. سفیر آمریکا در چین اعلام کرده، ترامپ در نشست، به شی غیرقابل‌قبول بودن دادن اطلاعات (که منجر به ۳ کشته آمریکایی در حملات ایران به اردن شده) را گوشزد کرده است. بااین‌حال استفاده ایران از شرکت‌های ماهواره‌ای تجاری چین مانند جیلین-۱، خرید-پرتاب-کنترل ماهواره TEE-01B با دفت نیم‌متر و استفاده از مسیرهای هوایی برای انتقال فناوری، ازجمله ابتکارهای ایران و با استفاده از ظرفیت‌های حوزه خاکستری چین است.

جمع‌بندی

مهم‌ترین دستاوردهای عملی نشست شی و ترامپ در واشنگتن شامل تمدید آتش‌بس تجاری تا ۱۰ ژانویه ۲۰۲۷، تثبیت برخی تعهدات تجاری-کشاورزی، افزایش خرید انرژی از آمریکا و ایجاد کانال گفت‌وگوی فناوری و مدیریت حوادث بود. در موضوع ایران، هم‌سویی اعلامی دو طرف بر عدم اشاعه هسته‌ای و باز ماندن تنگه هرمز، به‌معنای تعهد چین به اعمال فشار بر تهران نیست و پکن با توجه به منافع انرژی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود، همچنان رویکردی مبتنی بر مدیریت بحران، تداوم تاب‌آوری ایران و جلوگیری از گسترش کنترل‌ناپذیر جنگ دارد.


اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه