ترامپ برای پایان دادن به پرونده هسته‌ای ایران و تنگه هرمز، همچنان گزینه حمله مجدد را محتمل می‌داند؛ زیرا شرایط «نه جنگ، نه صلح» را نامطلوب تلقی می‌کند.


ترامپ برای پایان جنگ با ایران یا تداوم آن، مجموعه‌ای از متغیرها (پیشران‌ها و موانع) را در نظر می‌گیرد. این متغیرها از سیاست داخلی تا وضعیت و ملاحظات بین‌المللی آمریکا را در بر می‌گیرند. اگرچه در مقایسه با هفته‌های نخست جنگ، ترامپ تحت فشار بیشتری برای پایان این درگیری است، اما در حال حاضر، پیشران‌ها و انگیزه‌های ترامپ برای حمله مجدد به ایران قوی‌تر از موانع آن هستند.
 
پیشران‌های حمله مجدد

1️⃣پرونده‌های ناتمام و اجتناب از ایده «نه جنگ، نه صلح»: تصور سناریویی مجزا از نه جنگ و نه صلح میان دو کشور دشوار است؛ زیرا ترامپ می‌کوشد به هر طریقی دو پرونده ناتمام هسته‌ای و تنگه هرمز را ببندد. اگر او به توافق مطلوب خود به ایران نرسد – که احتمالش با توجه به خواسته‌های ناسازگار طرفین بالا است، مجدداً دست به گزینه نظامی می‌زند تا ایران را تسلیم خود کند؛ زیرا وضعیتی که در آن جنگ پایان پذیرد، اما ایران توان هسته‌ای و کنترل تنگه هرمز را داشته باشد، به هیچ وجه مطلوب ترامپ و اعتبار سیاسی او نیست.

2️⃣کارت جنگ زیرساختی: این تحلیل در محافل نومحافظه‌کار و راست آمریکا تقویت شده است که ایران در صورتی تسلیم می‌شود که زیرساخت‌های انرژی‌اش نابود شده باشد. به عبارت دیگر، در دیدگاه آن‌ها، ترامپ باید درد کافی به ایران وارد کند تا جنگ خاتمه یابد و ایران خواسته‌های آمریکا را بپذیرد.

3️⃣دید مثبت افکار عمومی نسبت به آینده اقتصاد: برخی نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند با وجود افزایش قیمت‌ها در آمریکا، تنها 38% از مردم آمریکا معتقدند قیمت‌ها در شش ماه آینده به شدت افزایش پیدا خواهد کرد. افزون بر این، علی‌رغم محبوبیت پایین جنگ با ایران، بخش قابل توجهی از جامعه آمریکا خواهان تداوم جنگ تا حصول توافقی متفاوت از برجام هستند. در حال حاضر، خیال ترامپ تا حدی از سمت افکار عمومی آسوده است و می‌تواند به جنگ با ایران ادامه دهد.

4️⃣وضعیت مثبت بازار سهام: علی‌رغم جنگ با ایران، بازار سهام آمریکا در ماه‌های اخیر همچنان روندی صعودی داشته است. بسیاری از تحلیلگران این مقاومت را ناشی از موج سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی می‌دانند. شرکت‌های بزرگ فناوری، به‌ویژه غول‌های فعال در حوزه تراشه و هوش مصنوعی مانند موتور اصلی رشد شاخص‌های وال‌استریت بوده‌اند. خوش‌بینی سرمایه‌گذاران نسبت به آینده هوش مصنوعی باعث شد شاخص S&P500 به رشد خود ادامه دهد و بخشی از اثرات منفی جنگ خنثی شود.

5️⃣حکم دیوان عالی درباره نقشه‌های انتخاباتی: حکم اخیر دیوان عالی آمریکا، در پرونده  ‌‌Louisiana v. Callais، عملاً محدودیت‌های قبلی بر بازترسیم نژادی حوزه‌های انتخاباتی (ایجاد حوزه‌های انتخاباتی بر مبنای نژاد) را تضعیف کرد که به شدت به ضرر دموکرات‌ها در انتخابات پیش رو است. اگرچه هنوز نمی‌توان تعیین کرد کدام حزب پیروز انتخابات میان‌دوره‌ای می‌شود. اما این حکم دست جمهوری‌خواه‌ان را برای بازترسیم نقشه‌ها و کسب کرسی بیشتر در کنگره در آستانه انتخابات بازتر می‌کند.
 
موانع حمله مجدد

1️⃣آینده رقابت‌های انتخابات میان‌دوره‌ای: اگرچه وضعیت کنونی جمهوری‌خواهان در انتخابات سنا تا حدی مطلوب است و در مجلس نمایندگان امید به پیروزی دارند. اما هرگونه تنش مجدد می‌تواند جنگ با ایران به یک نقطه غیرقابل بازگشت برساند، مخصوصاً اگر حمله مجدد آمریکا منطقه را وارد یک جنگ زیرساختی گسترده کند که منجر به افزایش انفجاری قیمت نفت و بنزین شود. این می‌تواند اثر منفی بزرگی بر جمهوری‌خواهان در انتخابات بگذارد.

2️⃣آینده منازعه با چین: دور نخست نبرد میان ایران و آمریکا، منجر به کاهش شدید ذخایر تسلیحاتی آفندی و پدافندی آمریکا شد که در دفاع از تایوان و نبرد احتمالی با چین بسیار حائز اهمیت بودند. حال دور جدیدی از درگیری، بیش از گذشته این ذخایر را – که بازیابی آن‌ها چندین سال به طول می‌انجامد – تحت فشار قرار می‌دهد. به عبارت دیگر، تداوم جنگ با ایران، موقعیت راهبردی آمریکا را در برابر چین ضعیف‌تر می‌کند.

ترامپ برای پایان دادن به پرونده هسته‌ای ایران و تنگه هرمز، همچنان گزینه حمله مجدد را محتمل می‌داند؛ زیرا شرایط «نه جنگ، نه صلح» را نامطلوب تلقی می‌کند. حمایت نسبی افکار عمومی، وضعیت مثبت بازار سهام و مزیت‌های جمهوری‌خواهان در انتخابات، از پیشران‌های تداوم فشار بر ایران هستند. با این حال، خطر جهش قیمت انرژی، آسیب انتخاباتی به جمهوری‌خواهان و تضعیف آمادگی آمریکا در برابر چین، مهم‌ترین موانع تشدید دوباره جنگ محسوب می‌شوند. این یعنی ترامپ در کوتاه‌مدت می‌تواند یک حمله مجدد به ایران بکند، اما خطرات و هزینه‌های جنگ در بلندمدت بیشتر است.



اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه