سرعت احیای صنعت انرژی بیش از آنکه به توان اجرایی در محل وابسته باشد، به امکان دسترسی سریعتر به زنجیرههای تأمین محدود جهانی بستگی دارد.
برآوردهای مؤسسه «ریستاد انرژی» نشان میدهد بیشینه هزینه تعمیر و احیای زیرساختهای مرتبط با انرژی که در جریان جنگ خاورمیانه آسیب دیدهاند، ممکن است به ۵۸ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که سهم تأسیسات نفت و گاز از آن میتواند تا ۵۰ میلیارد دلار باشد. این رقم بهطور متوسط حدود ۵ میلیارد دلار خسارت در بخشهای صنعتی، نیروگاهی و تأسیسات آبشیرینکن را نیز در بر میگیرد.
تفاوت در سرعت بازسازی
گستردگی خسارات، روند بازسازی را نیز پیچیدهتر کرده است. مشکل اصلی دیگر کمبود سرمایه نیست؛ آنچه اکنون به مانع اصلی تبدیل شده، دسترسی به تجهیزات، پیمانکاران و شبکههای لجستیکی است. به همین دلیل، زمانبندی احیای تأسیسات در کشورهای مختلف و حتی میان پروژههای یک کشور، بهتدریج از یکدیگر فاصله میگیرد؛ موضوعی که بیش از هر چیز به ظرفیت اجرایی داخلی و میزان دسترسی به زنجیره تأمین بستگی دارد.
نشانههای اولیه این شکاف در روند بازسازی از هماکنون قابل مشاهده است. برخی تأسیسات که آسیب محدودی دیده بودند و از قبل نیز پیمانکار و امکانات اجرایی در محل داشتند، ظرف چند هفته فعالیت خود را از سر گرفتند. اما تأسیساتی که نیازمند بازسازی کامل واحدهای فرآیندی اصلی هستند یا به تجهیزات سنگین با زمان تحویل طولانی وابستهاند، هنوز در مرحله ارزیابی اولیه باقی ماندهاند و بازگشت آنها به مدار ممکن است سالها زمان ببرد.
بیشترین آسیب در پالایشگاهها و پتروشیمیها
بخش عمده هزینهها مربوط به پالایشگاهها و مجتمعهای پتروشیمی پاییندستی است؛ هم به دلیل پیچیدگی فنی بالای این تأسیسات و هم به خاطر شدت آسیبهایی که در مراحل پایانی جنگ متحمل شدند. پس از آن، زیرساختهای میاندستی و بالادستی قرار دارند و چاههای نفت و تأسیسات صنعتی نیز سهم کوچکتری اما همچنان قابل توجه از خسارات را به خود اختصاص دادهاند.
در مجموع، هزینه بازسازی بخش نفت و گاز بین ۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلار تخمین زده میشود. علاوه بر آن، زیرساختهای غیرهیدروکربنی مانند کارخانههای آلومینیوم، فولاد، نیروگاهها و آبشیرینکنها نیز بین ۳ تا ۸ میلیارد دلار خسارت به بار آوردهاند.
ایران و قطر بیشترین فشار را تحمل میکنند
در سطح کشورها، ایران بیشترین تعداد تأسیسات آسیبدیده و گستردهترین دامنه خسارات را دارد. بخش عمده اختلالها در تأسیسات فرآورش گاز پارس جنوبی در عسلویه، منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس و مجتمع پتروشیمی ماهشهر متمرکز بوده است؛ اتفاقی که بخشی مهم از ظرفیت فرآورش گاز و تولیدات پتروشیمی را از مدار خارج کرده است.
زمان بازسازی در ایران نیز بهطور ساختاری طولانیتر از دیگر کشورهای خلیج فارس برآورد میشود؛ نه فقط به دلیل وسعت خسارات، بلکه به این علت که دسترسی ایران به پیمانکاران غربی EPC، تولیدکنندگان اصلی تجهیزات و فناوریهای فرآیندی همچنان محدود است و همین مسئله گزینههای اجرایی را کاهش داده و دوره تأمین تجهیزات را طولانیتر کرده است.
در مقابل، قطر الگوی متفاوتی دارد. خسارات در این کشور متمرکزتر اما از نظر فنی پیچیدهتر بودهاند. کانون اصلی آسیبها شهر صنعتی رأس لفان است؛ جایی که چندین واحد تولید گاز طبیعی مایع (LNG) و همچنین مجتمع تبدیل گاز به مایع «پرل» آسیب دیدهاند.
سهم اصلی هزینهها متعلق به مهندسی و ساخت
ریستاد انرژی برآورد میکند هزینه تعمیر و بازسازی تأسیسات آسیبدیده نفت و گاز به حدود ۴۶ میلیارد دلار برسد. در سطح پروژهها، بیشترین سهم هزینهها مربوط به بخش مهندسی و ساختوساز است و پس از آن تجهیزات و مواد قرار دارند.
ترتیب زمانی این هزینهها نیز اهمیت زیادی دارد. فعالیتهای مهندسی و ارزیابی نسبتاً سریع پیش میروند، اما عامل تعیینکننده در روند بازسازی، تأمین و ساخت تجهیزات حیاتی است. هرچند عملیات نصب و ساخت میتواند پس از تأمین قطعات بهصورت همزمان انجام شود، اما تأخیر در تحویل تجهیزات همچنان گلوگاه اصلی پروژههای بزرگ باقی مانده است.
رقابت در تامین تجهیزات
به همین دلیل، سرعت احیای صنعت انرژی بیش از آنکه به توان اجرایی در محل وابسته باشد، به امکان دسترسی سریعتر به زنجیرههای تأمین محدود جهانی بستگی دارد. آنچه اکنون در منطقه شکل گرفته، صرفاً یک پروژه بازسازی نیست؛ بلکه رقابتی فشرده برای دستیابی به تجهیزات، پیمانکاران و ظرفیت لجستیکی است. کشورهایی که زودتر اقدام کنند، ظرفیت بیشتری در اختیار خواهند گرفت و سریعتر به مدار بازمیگردند؛ اما دیگران ممکن است با تأخیرهایی بسیار فراتر از ابعاد فیزیکی خسارات روبهرو شوند. در نهایت، سرعت بازسازی نه با میزان تخریب، بلکه با میزان دسترسی به زنجیرههای تأمین محدود جهانی تعیین خواهد شد.
منبع: ریستاد انرژی
0 دیدگاه