یکی از مهمترین انگیزههای سفر شی، مدیریت پیامدهای نزدیکی روزافزون میان کره شمالی و روسیه است. مشارکت نظامی پیونگیانگ در جنگ اوکراین و امضای پیمان دفاع مشترک میان روسیه و کره شمالی در سال 2024، معادلات سنتی شبهجزیره کره را تغییر داده است.
سفر دو روزه شی جینپینگ به کره شمالی در سال 2026 را باید در چارچوب رقابت فشردهتر با آمریکا، تشدید نزدیکی کره شمالی و روسیه، تلاش برای بازتعریف نقش خود در نظم امنیتی شرق آسیا و همزمان با شصتوپنجمین سالگرد پیمان دوستی، همکاری و همیاری متقابل چین و کره شمالی تحلیل کرد. این پیمان که ریشه در همکاری نظامی دو کشور در جنگ کره دهه 1950 دارد، همچنان تنها توافق دفاعی رسمی چین با یک کشور خارجی محسوب میشود. اهمیت این سفر زمانی بیشتر آشکار میشود که شی پس از هفت سال برای نخستین سفر خارجی خود، پیونگیانگ را انتخاب کرده است.
در سطح نمادین، تشریفات دیدار نیز نظیر ادای احترام به یادمان کشتهشدگان چینی در جنگ کره پیام روشنی داشت. چنین صحنهآراییای نشان میدهد که این سفر صرفاً ملاقاتی دوجانبه نبوده، بلکه بازنمایی عمومی محوری سیاسی است که دو طرف میکوشند آن را از طریق مناسبات حزبی، دولتی و تاریخی به سطحی فراتر از روابط عادی برسانند.
بازی ژئوپلیتیک چین
یکی از مهمترین انگیزههای سفر شی، مدیریت پیامدهای نزدیکی روزافزون میان کره شمالی و روسیه است. مشارکت نظامی پیونگیانگ در جنگ اوکراین و امضای پیمان دفاع مشترک میان روسیه و کره شمالی در سال 2024، معادلات سنتی شبهجزیره کره را تغییر داده و ضرورت بازتعریف نقش چین در این محیط امنیتی جدید را افزایش داده است.
در سطحی گستردهتر، چین در پی آن است که روابط خود با روسیه و کره شمالی را به عنوان یک اهرم موازنهساز در برابر ایالات متحده حفظ کند، بدون آنکه این همکاریها به شکلی پیش رود که کنترل تحولات شبهجزیره از دست پکن خارج شود. از این رو، سفر شی علاوه بر پیونگیانگ، حامل پیامهایی اینچنینی برای واشنگتن، سئول و توکیو نیز بود که چین همچنان بازیگر تعیینکننده در معادله کره باقی میماند و نمیخواهد حلوفصل بحران شبهجزیره صرفا در مدار واشنگتن، سئول و توکیو تعریف شود.
ملاحظات پکن در قبال برنامه هستهای کره
موضوع هستهای همچنان یکی از پیچیدهترین ابعاد روابط چین و کره شمالی است. اگرچه موضع رسمی پکن همچنان حمایت از خلع سلاح هستهای شبهجزیره کره است، اما تحولات سالهای اخیر نشان میدهد که فشار بیثمر مدنظر چین نبوده و این کشور رویکرد انعطافپذیرتر و مدیریت واقعگرایانه را در پیش گرفته است.
نشانههای این تغییر در سفرهای اخیر مقامات دو کشور قابل مشاهده است. به عنوان مثال در دیدار سال گذشته، برخلاف رویههای پیشین، موضوع خلع سلاح هستهای جایگاه برجستهای در بیانیههای رسمی نداشت. همچنین زمانی که ایالات متحده پس از دیدار شی و ترامپ مدعی اتفاق نظر واشنگتن و پکن درباره خلع سلاح هستهای شبهجزیره شد، چین این ادعا را تأیید نکرد.
این رویکرد را میتوان ناشی از دو ملاحظه دانست. نخست، گسترش روابط راهبردی کره شمالی با روسیه که موجب شده فشار بیش از حد چین بر مسئله هستهای، خطر دور شدن پیونگیانگ از پکن را افزایش دهد. دوم، تأکید مکرر کیم جونگ اون بر غیرقابل مذاکره بودن بازدارندگی هستهای کشورش. انتشار تصاویر بازدید کیم از تأسیسات جدید غنیسازی اورانیوم در یونگبیون و اعلام برنامه توسعه تصاعدی زرادخانه هستهای تنها 4 روز پیش از سفر شی، پیامی آشکار به چین و سایر بازیگران منطقهای بود که کره شمالی قصد عقبنشینی از برنامه هستهای خود را ندارد. بنابراین، به نظر میرسد چین در مقطع کنونی، حفظ نفوذ سیاسی بر کره شمالی را بر پیگیری فعالانه دستورکار خلع سلاح هستهای ترجیح داده است؛ رویکردی که تا حدی آن را به موضع روسیه نزدیک میکند.
تثبیت اهرمهای نفوذ چین در شبهجزیره کره
تا سال 2022 حدود 95 درصد تجارت خارجی کره شمالی با چین انجام میشد، اما جنگ اوکراین و گسترش همکاریهای نظامی و اقتصادی میان مسکو و پیونگیانگ، بخشی از وابستگی سنتی کره شمالی به چین را کاهش داده است. برآوردها نشان میدهد در حوزه نظامی، روسیه از سال 2023 در ازای دریافت نیرو و تجهیزات نظامی از کره شمالی، منابع قابل توجهی را در اختیار این کشور قرار داده که بخش عمده آن نه در قالب کالا، بلکه در حوزه فناوریهای حساس نظامی بوده است.
در حوزه اقتصادی نیز روسیه با توسعه زیرساختهای حملونقل مانند افتتاح پل جادهای رودخانه تومن در تابستان امسال، راهاندازی پروازهای مستقیم و گسترش همکاریهای اقتصادی در حال افزایش نفوذ خود در پیونگیانگ است، چین نیز درصدد است برتری سنتی خود را حفظ کند.
از نگاه پکن، این روند میتواند به افزایش استقلال راهبردی کره شمالی و کاهش اهرمهای نفوذ چین منجر شود. همچنین انتقال فناوریهای پیشرفته روسی به پیونگیانگ ممکن است ظرفیتهای نظامی کره شمالی را به شکلی تقویت کند که موازنه سنتی قدرت در شبهجزیره کره را دچار اختلال سازد.
در چنین شرایطی، تأکید شی بر گسترش همکاریهای اقتصادی، بازگشایی بنادر مرزی، توسعه خطوط ریلی و هوایی و افزایش تبادلات مردمی را باید تلاشی برای بازسازی پیوندهای اقتصادی و اجتماعی میان دو کشور دانست. هدف اصلی پکن آن است که کره شمالی همچنان در مدار نفوذ چین باقی بماند و از تبدیل شدن روسیه به شریک راهبردی مسلط این کشور جلوگیری شود.
پیامدها و چشمانداز پیشرو
سفر شی به پیونگیانگ احتمالاً مقدمهای برای بهرهبرداری دیپلماتیک در تعاملات آتی او با ایالات متحده خواهد بود. چین تلاش خواهد کرد نقش خود را به عنوان مهمترین کانال ارتباطی با کره شمالی برجسته کرده و از این جایگاه برای محدود کردن نقشآفرینی آمریکا در موضوعات مرتبط با شبهجزیره، بهویژه پرونده هستهای، استفاده کند.
در این چارچوب، پکن محتمل است استدلال کند که مدیریت تهدید کره شمالی از مسیر گفتوگو و نفوذ چین امکانپذیر است و نیازی به گسترش همکاریهای نظامی آمریکا با متحدان منطقهای وجود ندارد. از همین رو، چین با برنامههای احتمالی کره جنوبی برای توسعه زیردریاییهای تهاجمی هستهای با همکاری ایالات متحده و نیز امضای توافقنامه پشتیبانی لجستیک نظامی کره جنوبی با ژاپن که توافقنامه امنیت عمومی اطلاعات نظامی موجود را تمدید میکند؛ مخالفت خواهد کرد.
در سطحی کلانتر، پکن امیدوار است استمرار تهدید کره شمالی موجب تمرکز بیشتر ژاپن و کره جنوبی بر امنیت شبهجزیره شود و در نتیجه دو کشور تمایل کمتری برای مشارکت فعال در سیاستهای مهار چین در موضوعاتی همچون تنگه تایوان، دریای چین شرقی و دریای چین جنوبی داشته باشند. از این منظر، سفر شی نه صرفاً یک دیدار دوجانبه، بلکه بخشی از راهبرد گستردهتر چین برای مدیریت محیط امنیتی پیرامونی و تقویت موقعیت خود در رقابت با محور ایالات متحده محسوب میشود.
0 دیدگاه