جنگ روسیه و اوکراین که از فوریه ۲۰۲۲ میلادی آغاز شد، یکی از مهم‌ترین بحران‌های امنیتی اروپا پس از پایان جنگ سرد محسوب می‌شود. این جنگ نه‌تنها موازنه قدرت در اروپا را دگرگون کرد، بلکه نقش و کارکرد سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) را نیز وارد مرحله‌ای جدید ساخت. ناتو که در دهه‌های گذشته بیشتر بر عملیات برون‌مرزی و مقابله با تروریسم تمرکز داشت، بار دیگر مأموریت اصلی خود یعنی دفاع جمعی و بازدارندگی در برابر روسیه را در مرکز راهبردهای خود قرار داد. در همین حال، تحولات خاورمیانه، به‌ویژه تشدید تنش میان ایران و اسرائیل و آمریکا، موجب شد اعضای ناتو با چالش هم‌زمان مدیریت دو بحران بزرگ در اروپا و غرب آسیا مواجه شوند.

از این منظر، نشست ۲۰۲۶ ناتو در آنکارا تلاشی برای تدوین راهبردی مشترک در برابر محیط امنیتی پیچیده و چندلایه محسوب می‌شد. از سوی دیگر، اختلاف‌نظرهای آمریکا و برخی کشورهای اروپایی درباره نحوه تقسیم هزینه‌های دفاعی، میزان حمایت از اوکراین و آینده امنیت اروپا، اهمیت این نشست را دوچندان کرد. در چنین شرایطی، ترکیه به‌عنوان میزبان نشست، با توجه به روابط هم‌زمان با روسیه، اوکراین و اعضای ناتو، نقش ویژه‌ای در ایجاد اجماع میان اعضای ائتلاف ایفا کرد. پرسش اصلی این مقاله آن است که نشست ۲۰۲۶ ناتو در آنکارا چه پیامدهایی برای جنگ روسیه و اوکراین، روابط آمریکا با اروپا ذیل ناتو و همچنین اوکراین و جنگ با ایران داشته است؟

 

پیامدها و آثار بر جنگ روسیه با اوکراین

نشست سران ناتو که در روزهای ۷ و ۸ ژوئیه ۲۰۲۶ در شهر آنکارا برگزار شد، یکی از نقاط عطف در تاریخ معاصر این پیمان نظامی محسوب می‌شود. در شرایطی که جهان با تنش‌های ژئوپلیتیک فزاینده، تغییر در اولویت‌های دفاعی قدرت‌های بزرگ و پیچیدگی‌های جنگ اوکراین روبرو بود، این نشست تلاشی برای بازتعریف هویت امنیتی ائتلاف و تنظیم راهبُردهای آن در مواجهه با چالش‌های روسیه و امنیت منطقه‌ای بود. بررسی خروجی این نشست نشان می‌دهد که ناتو در سال ۲۰۲۶ علی‌رغم اختلافات سیاسی عمیق داخلی بر سر مدیریت بحران‌های جهانی، بر سر حفظ حمایت از اوکراین و تقویت پتانسیل بازدارندگی در اروپا به توافق‌های مهمی دست یافته است. یکی از ستون‌های اصلی نتایج نشست آنکارا، تثبیت حمایت نظامی و مالی از اوکراین بود. اعضای ناتو با تعهد به تخصیص ۷۰ میلیارد یورو کمک نظامی در سال ۲۰۲۶، پیامی روشن به مسکو فرستادند: «ناتو در حمایت از کیف دچار فرسایش اراده نشده است.» (۱) این مبلغ که فراتر از پیش‌بینی‌های تحلیل‌گران در ماه‌های ابتدایی ۲۰۲۶ بود، نشان‌دهنده آن است که غرب راهبُرد «جنگ فرسایشی» را به‌عنوان واقعیت جاری پذیرفته و برای مدیریت آن آماده شده است. تأکید ویژه بر پدافند هوایی، به‌عنوان یکی از گلوگاه‌های اصلی امنیت اوکراین، از محورهای مهم این نشست بود. گزارش‌ها حاکی از آن بود که پیش از نشست، اروپا و کانادا حدود ۹۰ درصد از نیازهای پدافندی اوکراین را تأمین می‌کردند (۲) و در آنکارا، این تلاش‌ها با رویکردی نهادمندتر دنبال شد. اعطای مجوز تولید موشک‌های پاتریوت در خاک اوکراین، اگرچه با نظارت فنی ایالات متحده همراه است، یک تحول فنّاورانه کلیدی بود که می‌تواند قدرت پاسخ‌دهی بومی اوکراین را در درازمدت ارتقا دهد.

 مسکو که تحولات نشست آنکارا را از نزدیک رصد می‌کرد، بلافاصله پس از پایان آن، موضع‌گیری تندی اتخاذ کرد. مقامات مسکو بر این باورند که ناتو از مرزهای یک ائتلاف دفاعی عبور کرده و به یک بازیگر فعال در میدان نبرد اوکراین تبدیل شده است. محکومیت تصمیمات این نشست توسط کرملین تحت عنوان «نظامی‌سازی اروپا» (۳)، بخشی از راهبُرد دیپلماتیک روسیه برای مشروعیت‌زدایی از اقدامات ناتو نزد افکار عمومی جهانی است. مسکو با تأکید بر اینکه ناتو در حال آماده‌سازی برای درگیری مستقیم است، تلاش می‌کند تا از شکاف‌های سیاسی مشاهده‌شده در حاشیه نشست - به‌ویژه تنش‌های کلامی بر سر حمایت از جنگ‌های منطقه‌ای دیگر، از جمله بحران‌های خاورمیانه - به‌عنوان دستاویزی برای اثبات «عدم انسجام درونی غرب» استفاده کند.

با وجود دستاوردهای نظامی نشست آنکارا، چالش‌های درونی ناتو و چشم‌انداز آینده این ائتلاف، شکاف‌های عمیق سیاسی میان اعضا را آشکار کرد. اگرچه در پشت درهای بسته بر وحدت تأکید می‌شد، اما تفاوت رویکرد واشنگتن با پایتخت‌های اروپایی درباره نحوه مواجهه با چالش‌های غیر اروپایی، سایه‌ای بر اجلاس افکند. این وضعیت برای آینده جنگ اوکراین به آن معناست که اگرچه کمک‌های تسلیحاتی تداوم خواهد یافت، اما فشار بر اوکراین برای دستیابی به دستاوردهای میدانی به‌منظور کاهش هزینه‌های سیاسی برای غرب، به‌تدریج افزایش خواهد یافت.

حملات گسترده‌تر پهپادی و موشکی اوکراین به عمق خاک روسیه نشان می‌دهد که محدودیت‌های پیشین غرب تا اندازه‌ای کاهش یافته و واشنگتن نسبت به استفاده اوکراین از توانمندی‌های دوربرد انعطاف بیشتری نشان داده است. این تحول را می‌توان نشانه گذار از راهبرد صرفاً «دفاع از اوکراین» به راهبرد «افزایش هزینه‌های راهبردی برای روسیه» دانست. با این حال، آمریکا همچنان تلاش می‌کند از ورود مستقیم ناتو به جنگ یا ایجاد رویارویی هسته‌ای با روسیه اجتناب کند؛ بنابراین، رویکرد آمریکا تهاجمی‌تر شده، اما همچنان در چارچوب بازدارندگی کنترل‌شده باقی مانده است.

برای اوکراین، نتیجه این نشست یک ضمانت امنیتی و لجستیکی برای ادامه بقا در سال ۲۰۲۶ بود، اما برای ساختار ناتو، این اجلاس آغازی برای دوره‌ای جدید از چانه‌زنی‌های سخت میان اروپا و آمریکا بر سر سهم هر یک از طرفین در نظم امنیتی آینده جهان است. روسیه نیز با درس‌گرفتن از این نشست، به سمت تعمیق اتحادهای جایگزین و تشدید فشارهای نظامی روی آورده است تا نشان دهد که موازنه قوا تنها از طریق افزایش بودجه‌های دفاعی ناتو تغییر نخواهد کرد.

 

روابط ایالات متحده و اروپا در ناتو: تقابل میان وحدت ظاهری و شکاف‌های راهبُردی

اگرچه نشست ۲۰۲۶ ناتو در آنکارا با بیانیه‌ای مبنی بر «اروپای قوی‌تر در ناتوی قوی‌تر» به پایان رسید، (۴) اما تحلیل دقیق پشت پرده مذاکرات نشان می‌دهد که پیوند میان واشنگتن و بروکسل با یکی از عمیق‌ترین بحران‌های اعتماد در دهه‌های اخیر روبرو است. این نشست، بیش از آنکه محل حل اختلافات باشد، بستری برای نمایان‌شدن دو رویکرد کاملاً متفاوت به امنیت جهانی بود: رویکرد «اول آمریکا» و رویکرد «خودکفایی راهبُردی اروپا».

یکی از اصلی‌ترین نقاط اصطکاک در آنکارا، موضوع سهم مشارکت مالی بود. با وجود اینکه دبیرکل ناتو، مارک روتّه، اعلام کرد که متحدان اروپایی و کانادا در مسیر رسیدن به هدف ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) برای دفاع هستند، اما این پیشرفت با تردیدهای جدی از سوی دولت ترامپ مواجه شد. واشنگتن بارها بر این نکته تأکید کرد که اروپا نباید تنها به دنبال افزایش هزینه‌ها باشد، بلکه باید «توزیع عادلانه بار هزینه‌ها[1]» را محقق کند. در چارچوب ناتو، هر کشور عضو موظف است درصد مشخصی از تولید ناخالص داخلی (GDP) خود را صرف بودجه نظامی کند. آمریکا معتقد است که به دلیل بزرگی اقتصادش، بخش اعظم هزینه‌های عملیاتی، تحقیق‌وتوسعه تسلیحات و نگهداری پایگاه‌ها را متحمل می‌شود؛ از همین رو، کشورهای اروپایی باید سهم بیشتری از هزینه‌های دفاعی ناتو را بر عهده بگیرند تا هزینه‌ها فقط بر دوش خود نباشد. علاوه بر این، در حاشیه نشست، انتقادات تند ترامپ از برخی شرکای اروپایی، از جمله اسپانیا، نه تنها یک تنش دیپلماتیک ساده، بلکه نشانه‌ای از فشار آمریکا برای تغییر مدل همکاری از «حمایت مهارکننده» به «حمایت مشروط» بود.

همچنین بازنگری در راهبُرد حضور نظامی آمریکا در اروپا، به یکی از چالش‌برانگیزترین محورهای مذاکرات آنکارا بدل شد که بر روند تصمیم‌گیری‌ها سایه افکنده بود. پنتاگون با آغاز یک بازبینی شش‌ماهه، سیگنالی آشکار به متحدان اروپایی ارسال کرد که حضور نظامی ایالات متحده دیگر یک «حق مسلم» یا «تعهد دائمی بدون قیدوشرط» نیست (۵). این بازنگری، با هدف ارزیابی میزان توانایی دفاعی اروپا و میزان دسترسی آمریکا به زیرساخت‌های کلیدی (مانند حریم هوایی و پایگاه‌های زمینی) انجام شد. اگرچه گزارش‌های رویترز حاکی از آن بود که ترامپ در جلسات پشت درهای بسته بر ماندن آمریکا تأکید کرده، اما این تأکید، با شرط «ارتقای سطح مشارکت اروپایی» همراه بود؛ شرطی که می‌تواند آینده ساختار کلاسیک ناتو را تغییر دهد.

در حالی که ناتو بر حمایت حداکثری از اوکراین (از جمله از طریق تأمین پدافند هوایی و اجازه تولید موشک‌های پاتریوت) توافق داشت، اما این وحدت در سایر حوزه‌های امنیتی، به‌ویژه در رابطه با تنش‌های خاورمیانه و حضور چین، رنگ باخت. تضاد منافع میان آمریکا (که خواستار تمرکز بر مقابله با تهدیدات جهانی و بازدارندگی در برابر ایران بود) و برخی متحدان اروپایی (که بر تمرکز بر امنیت قاره‌ای و جلوگیری از درگیری‌های فرامرزی تأکید داشتند)، باعث شد که نشست آنکارا نتواند یک «راهبُرد واحد جهانی» ارائه دهد.

در این چارچوب، مفهوم «مشارکت مشروط» آمریکا تنها به افزایش بودجه دفاعی اروپا محدود نمی‌شود، بلکه بیانگر تلاش واشنگتن برای بازتوزیع مسئولیت‌های امنیتی در سطح جهانی است. آمریکا انتظار دارد متحدان اروپایی علاوه بر تقویت بازدارندگی در برابر روسیه، نقش فعال‌تری در مدیریت بحران‌های خاورمیانه، حفاظت از مسیرهای انرژی، امنیت دریایی و مهار بی‌ثباتی‌های منطقه‌ای ایفا کنند. چنین رویکردی به واشنگتن امکان می‌دهد منابع راهبردی خود را میان سه جبهه اصلی؛ یعنی رقابت با روسیه، مدیریت بحران‌های خاورمیانه و مهار فزاینده چین در منطقه هند - اقیانوس آرام، توزیع کند. از این منظر آمریکا از یک سو سیاست تهاجمی‌تری در قبال روسیه اتخاذ کرده و از سوی دیگر در ازای آن بر افزایش مسئولیت اروپا در خاورمیانه تأکید دارد.

در مجموع، روابط آمریکا و اروپا در نشست ۲۰۲۶، نشان‌دهنده گذار از دوران «اتحاد مبتنی بر رهبری مطلق آمریکا» به دوران «اتحاد مبتنی بر معامله و مشارکت مشروط» است. ناتو در آنکارا ثابت کرد که می‌تواند در برابر تهدیدات مستقیم (مانند روسیه) متحد بماند، اما در مواجهه با مسائل بنیادین مانند بودجه، حاکمیت نظامی و اولویت‌های منطقه‌ای، همچنان با شکافی عمیق روبروست که می‌تواند در بلندمدت، کارآمدی سیستم دفاع جمعی را با چالش جدی مواجه کند.

 

اوکراین و جنگ ایران؛ تأثیر بحران خاورمیانه بر راهبرد ناتو در قبال کی‌یف

هم‌زمانی جنگ روسیه و اوکراین با جنگ ایران و آمریکا، معادلات امنیتی ناتو را وارد مرحله‌ای پیچیده کرد. تا پیش از گسترش بحران خاورمیانه، تقریباً تمام ظرفیت سیاسی، مالی و نظامی ائتلاف بر حمایت از اوکراین متمرکز بود؛ اما با آغاز تقابل مستقیم ایران و آمریکا، بخشی از توان نظامی و دیپلماتیک ایالات متحده به خاورمیانه منتقل شد. این تحول نگرانی‌هایی را در کی‌یف و میان اعضای اروپایی ناتو ایجاد کرد که کاهش تمرکز آمریکا ممکن است بر روند حمایت از اوکراین اثر بگذارد. در نشست آنکارا، رهبران ناتو تلاش کردند این نگرانی را کاهش دهند و بار دیگر بر ادامه حمایت بلندمدت از اوکراین تأکید کردند. در عین حال، کشورهای اروپایی پذیرفتند که در صورت درگیرشدن بیشتر آمریکا در بحران خاورمیانه، سهم بیشتری در تأمین تسلیحات، آموزش نیروهای اوکراینی و حمایت مالی از کی‌یف بر عهده بگیرند (۶).

این تصمیم نشان‌دهنده تغییر تدریجی توازن مسئولیت‌ها در داخل ناتو است. از سوی دیگر، روسیه جنگ ایران و آمریکا را فرصتی راهبردی برای کاهش فشارهای غرب ارزیابی می‌کند. هرچه منابع نظامی و سیاسی آمریکا در خاورمیانه بیشتر درگیر شود، امکان کاهش حمایت از اوکراین افزایش می‌یابد و این امر می‌تواند شرایط مطلوب‌تری برای پیشبرد اهداف روسیه در میدان نبرد فراهم کند. از این منظر، بحران ایران و آمریکا تنها یک مسئله منطقه‌ای نیست، بلکه به متغیری اثرگذار بر روند جنگ اوکراین تبدیل شده است. نشست آنکارا همچنین نشان داد که ناتو به دنبال طراحی راهبردی برای مدیریت هم‌زمان بحران‌های اروپا و خاورمیانه است. تأکید بر افزایش تولید تسلیحات، تقویت صنایع دفاعی، توسعه سامانه‌های پدافند هوایی و گسترش همکاری‌های اطلاعاتی، همگی در راستای افزایش توان ائتلاف برای پاسخ‌گویی به تهدیدهای چندجبهه‌ای ارزیابی می‌شوند. در نتیجه، آینده حمایت از اوکراین دیگر تنها به تحولات جبهه شرق اروپا وابسته نیست، بلکه تا حد زیادی تحت تأثیر روند جنگ ایران و آمریکا و میزان درگیری ایالات متحده در خاورمیانه نیز قرار خواهد داشت.

برخلاف اوکراین، جنگ با ایران (و تنش‌های مربوط به آن) برای ناتو یک «جنگ تعریف‌نشده» است. ناتو در اینجا با مسئله «سرایت بحران» روبروست؛ یعنی جنگی که خارج از مرزهای اروپا رخ می‌دهد؛ اما تبعات امنیتی و اقتصادی آن به قلب قاره اروپا می‌رسد.

تفاوت اصلی این دو جبهه در «میزان اجماع» است. در اوکراین، کشورهای ناتو می‌کوشند تا با یکدیگر «هم‌مسیر» باشند تا از فروپاشی نظم اروپایی جلوگیری کنند. اما در موضوع ایران، ناتو با «تضاد منافع» روبروست؛ واشنگتن به تعبیر خودش به دنبال مدیریت تهدیدات جهانی و منطقه‌ای است، در حالی که اروپا به دنبال محدودکردن حضور خود به مرزهای جغرافیایی اروپا است. این دوگانه نشان می‌دهد که نشست آنکارا، ناتوان از ایجاد یک راهبُرد واحد برای «امنیت جهانی» بود و تنها توانست بر «امنیت قاره‌ای» تمرکز کند. این شکاف، نشان داد که ناتو در دفاع از خانه‌اش (اروپا) متحد است، اما در مدیریت بحران‌های دوردست (خاورمیانه) با اختلاف‌نظر مواجه است.

علاوه بر این، سناریوی «معامله بزرگ» در نشست انکوریچ بین پوتین و ترامپ، در واقع ناشی از نگاهی سنتی و کلاسیک به روابط بین‌الملل بود؛ نگاهی که در آن تصور می‌شد دو قدرت بزرگ می‌توانند با ترسیم «حوزه‌های نفوذ» جدید، سرنوشت کشورهای دیگر را در اتاق‌های دربسته تعیین کنند. اما آنچه در عمل رخ داد، سقوط این مدل «کلاسیک» در برابر پیچیدگی‌های جهان پسا - اتمی و شبکه‌ای بود. با ورود ایران به مرحله‌ای از تقابل مستقیم و عملیاتی در برابر ائتلاف آمریکا و اسرائیل، و سپس بستن تنگه هرمز، عملاً «قفل» بسیاری از معادلات جهانی شکسته شد. وقتی بازار انرژی جهانی تحت تأثیر این انسداد دچار تلاطم‌های بی‌سابقه شد، پیوند ناگسستنی میان امنیت در خاورمیانه و امنیت در شرق اروپا برای همه بازیگران آشکار گردید.

در این میان، جسارت فزاینده اوکراین صرفاً یک تغییر تاکتیکی نیست؛ بلکه نتیجه یک تحلیل راهبردی جدید در کی‌یف است. پیش از این، اوکراین همواره نگران بود که شدت‌بخشیدن به حملات علیه روسیه، «خطوط قرمز» واشنگتن را نقض کرده و منجر به کاهش حمایت‌ها یا فشار برای سازش شود. اما اکنون، با مشاهده اینکه چگونه ایران توانسته است محاسبات نظامی ایالات متحده را به چالش بکشد، اوکراین دریافته است که برتری قدرت‌های بزرگ الزاماً به معنای یک‌سویه بودن موازنه قدرت نیست. در واقع، قدرت‌نمایی ایران در به چالش کشیدن یک قدرت جهانی، به نوعی «الگوی روانی» برای اوکراین ایجاد کرده است.

 کی‌یف اکنون به این نتیجه رسیده که در دنیایی که «نظم جهانی» دچار گسست شده، تداوم حملات گسترده پهپادی و موشکی به زیرساخت‌های حیاتی روسیه، نه تنها باعث تنبیه مسکو می‌شود، بلکه با ایجاد هزینه بالای امنیتی برای پوتین، اهرم چانه‌زنی اوکراین را در هر مذاکره احتمالی آینده به طور چشمگیری تقویت می‌کند. به عبارت دیگر، آنچه در انکوریچ به عنوان «معامله» ترسیم می‌شد، در میدان عمل به یک «رقابت هزینه‌تراشی» تبدیل شده که در آن هیچ‌کس به دنبال مصالحه نیست، بلکه همگان در پی افزایش ریسک برای طرف مقابل هستند.

حمله پهپادی اخیر اوکراین به یک کشتی تجاری ایران در دریای خزر، در تحلیل‌های امنیتی بیش از آنکه یک کنش نظامی مستقل از سوی کی‌یف تلقی شود، به عنوان بخشی از یک مهندسی پیچیده با هدایت و تحریک پشت پردهٔ اسرائیل ارزیابی می‌شود؛ سناریویی که هدف غایی آن، کشانیدن ایران به یک درگیری مستقیم و فرسایشی با اوکراین برای باز کردن «جبهه‌ای جدید» و درگیر ساختن ناگزیر ناتو در آشوب‌های منطقه‌ای است. اسرائیل با این اقدام ایذایی، تلاش داشت ایران را از تمرکز بر اولویت‌های اصلی خود منحرف کرده و با فعال‌سازی گسل‌های امنیتی در حوزه دریای خزر، تهران را به واکنش نظامی تلافی‌جویانه تحریک کند. با این حال، ایران با اتخاذ یک راهبُرد «صبر راهبردی» و تمرکز بر ابزارهای دیپلماتیک تاکنون، عملاً از ورود به این تله‌ی تنش‌زا خودداری کرد. این خویشتنداری آگاهانه به معنای ناتوانی نظامی نیست، چرا که توان بازدارندگی و تسلیحاتی ایران به وضوح قدرت واردآوردن ضربات سنگین و فلج‌کننده به اوکراین را دارد؛ اما تهران با درک دقیق از هزینه‌های سرسام‌آور گشودن یک جبهه جدید، به‌درستی تشخیص داده است که باز شدن چنین میدان نبردی، در شرایط کنونی تنها به اتلاف منابع راهبردی و تحمیل هزینه‌های سنگین امنیتی و اقتصادی منجر می‌شود که در نهایت، تنها برندگان آن، طراحان این تحریکات در تل‌آویو و بدخواهان ثبات منطقه‌ای هستند.

 

نتیجه‌گیری

نشست سران ناتو در آنکارا در سال ۲۰۲۶ را می‌توان نقطه عطفی در تحول راهبردی این ائتلاف دانست؛ نشستی که در فضایی متأثر از تداوم جنگ روسیه و اوکراین، تشدید تقابل نظامی ایران و آمریکا و افزایش رقابت قدرت‌های بزرگ برگزار شد. در ارتباط با جنگ روسیه و اوکراین، یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نشست آنکارا بر استمرار حمایت بلندمدت از اوکراین، تقویت بازدارندگی در جناح شرقی ناتو، افزایش تولیدات صنایع دفاعی و ارتقای توان نظامی اعضا تأکید کرد. این تصمیمات بیانگر آن است که ناتو همچنان روسیه را مهم‌ترین تهدید متعارف علیه امنیت اروپا می‌داند و راهبرد فرسایش توان نظامی روسیه را در کنار حفظ ظرفیت دفاعی اوکراین دنبال می‌کند. در نتیجه، چشم‌انداز پایان سریع جنگ همچنان ضعیف به نظر می‌رسد و رقابت راهبردی میان روسیه و ناتو احتمالاً در سال‌های آینده نیز ادامه خواهد یافت.

 در حوزه روابط آمریکا و اروپا ذیل ناتو، نشست آنکارا نشان داد که اگرچه اصل همبستگی فراآتلانتیکی همچنان پابرجاست، اما شکل این همکاری در حال تغییر است. ایالات متحده با توجه به افزایش تعهدات امنیتی خود در اروپا، خاورمیانه و منطقه هند - اقیانوس آرام، خواستار افزایش سهم اروپا در تأمین امنیت قاره و توسعه توانمندی‌های دفاعی شده است. در مقابل، کشورهای اروپایی نیز ضمن حفظ وابستگی امنیتی به آمریکا، تلاش می‌کنند با تقویت صنایع دفاعی و افزایش بودجه‌های نظامی، گام‌هایی در جهت خودمختاری راهبردی بردارند. ازاین‌رو، آینده ناتو بیش از گذشته بر اصل تقسیم مسئولیت‌ها و مشارکت متوازن میان اعضا استوار خواهد بود.

 در خصوص ارتباط جنگ ایران و آمریکا با پرونده اوکراین، نتایج پژوهش بیانگر آن است که هم‌زمانی این دو بحران، معادلات امنیتی ناتو را پیچیده‌تر ساخته است. افزایش تمرکز آمریکا بر مدیریت بحران خاورمیانه می‌تواند بخشی از ظرفیت‌های نظامی، اطلاعاتی و مالی این کشور را از جبهه اوکراین منحرف کند؛ موضوعی که نگرانی‌هایی را در میان کشورهای اروپایی و دولت اوکراین ایجاد کرده است. به همین دلیل، نشست آنکارا بر افزایش نقش اروپا در حمایت از کی‌یف و تقویت توان دفاعی مستقل کشورهای عضو تأکید کرد تا از کاهش احتمالی نقش آمریکا در آینده جلوگیری شود.

در سطح نظری، یافته‌های این پژوهش با مبانی رئالیسم تدافعی و نظریه موازنه تهدید همخوانی دارد. رفتار ناتو نشان می‌دهد که این ائتلاف در واکنش به افزایش ادراک تهدید ناشی از روسیه و بی‌ثباتی‌های خاورمیانه، درصدد افزایش قدرت نظامی، گسترش بازدارندگی و تقویت انسجام درونی خود برآمده است. در مقابل، روسیه نیز تلاش می‌کند از هم‌زمانی بحران‌ها و پراکندگی اولویت‌های راهبردی غرب برای کاهش فشارهای سیاسی و نظامی بر خود بهره‌برداری کند. از سوی دیگر، تقابل مستقیم ایران با آمریکا و اسرائیل می‌تواند بر محاسبات راهبردی اوکراین در برابر روسیه نیز اثر گذاشته و این کشور را به اتخاذ رویکردی جسورانه‌تر در میدان نبرد ترغیب کرده باشد؛ بنابراین، محیط امنیتی اروپا بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر رقابت قدرت‌های بزرگ و پیوند متقابل بحران‌های منطقه‌ای قرار گرفته است.

در مجموع، نشست ۲۰۲۶ ناتو در آنکارا بیش از آنکه نقطه پایان یک بحران باشد، نقطه آغاز مرحله‌ای جدید از راهبرد ناتو در مواجهه با محیط امنیتی چندقطبی و چندبحرانی است. این نشست نشان داد که آینده امنیت اروپا دیگر صرفاً به سرنوشت جنگ اوکراین وابسته نیست، بلکه تحولات خاورمیانه، روابط آمریکا و اروپا، رقابت قدرت‌های بزرگ و مدیریت هم‌زمان بحران‌های امنیتی، تعیین‌کننده مسیر تحول ناتو در دهه آینده خواهند بود. بر این اساس، موفقیت ناتو در حفظ انسجام داخلی، توزیع متوازن مسئولیت‌های دفاعی و مدیریت هم‌زمان بحران‌های اروپا و خاورمیانه، مهم‌ترین عامل در تداوم نقش این سازمان به‌عنوان بازیگر اصلی امنیت فراآتلانتیکی خواهد بود.

در واقع، نشست آنکارا نشان داد که ناتو در حال گذار از یک ائتلاف عمدتاً اروپامحور به سازمانی است که باید هم‌زمان چندین بحران امنیتی را مدیریت کند. در چنین شرایطی، آینده این ائتلاف بیش از هر زمان دیگری به توانایی آن در ایجاد توازن میان مهار روسیه، مدیریت بحران‌های خاورمیانه و حفظ انسجام فراآتلانتیکی وابسته خواهد بود. ازاین‌رو، تقسیم مسئولیت‌ها میان آمریکا و اروپا نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ جایگاه ناتو در نظم امنیتی آینده است.

 

 

منابع

  1. https://www.nato.int/en/about-us/official-texts-and-resources/official-texts/2026/07/08/the-ankara-summit-declaration.
  2. https://europeanwesternbalkans.com/2025/06/25/nato-leaders-agree-to-increase-defence-spending-to-5-of-gdp-at-the-hague-summit/.
  3. https://www.gazetametro.ru/articles/v-mid-rf-obvinili-evropu-v-aktivnoj-podgotovke-k-vojne-s-rossiej-01-08-2026.
  4. https://www.epc.eu/publication/annotated-2026-nato-summit-declaration/.
  5. https://www.aa.com.tr/en/americas/us-to-review-military-force-posture-in-europe-under-nato-30-pentagon-chief/3970499.
  6. https://www.nato.int/en/what-we-do/partnerships-and-cooperation/relations-with-ukraine.

 

[1] Fair burden sharing


مهدی نوری چورتی


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه