روسیه با وجود وارد کردن خسارات سنگین و ایجاد فشار اجتماعی بر اوکراین، در شکستن اراده سیاسی و نظامی کی‌یف ناکام مانده است. در مقابل، اوکراین نیز با حملات نامتقارن و هدف‌گیری درآمدهای نفتی روسیه، اگرچه هزینه‌هایی جدی بر کرملین تحمیل کرده، اما نتوانسته ماشین جنگی آن را از کار بیندازد.


هفته‌های گذشته همزمان با سفر مارک روته، دبیر کل ناتو به اوکراین، آسمان این کشور نیز پهپادهای «گل‌ شمعدانی» بسیاری را در مسیر زیرساخت‌های انرژی خود می‌دید. حوزه زیرساخت به دلیل جایگاه انرژی در تأمین اقتصاد جنگی روسیه و در سوی دیگر اهمیت آن در تاب‌آوری دولت و جامعه اوکراین، از ابتدا هدف سیاست‌های تحریمی و حملات نظامی دو طرف قرار گرفته بود. پس از روی کار آمدن ترامپ و حتی پس از آغاز مذاکرات صلح نیز، شاهد افزایش فشارها و اقدامات در این حوزه بودیم. در طرفی روس‌ها شهرهای اوکراینی را با خاموشی و کمبود انرژی مواجه کرده و در طرفی دیگر حملات نیروهای اوکراینی نیز ضربات نامتقارن قابل توجهی به روسیه وارد آورده است، اما سوال اینجاست که کدام یک از طرفین در استراتژی خود موفق عمل کرده‌اند و این حملات چطور قرار است در مذاکرات به کار پوتین و زلنسکی بیاید؟

پس از فوریه 2022 حوزه انرژی به جهت اهمیت آن در اقتصاد روسیه، تأمین لجستیک نظامی و تأثیر آن بر تاب‌آوری جوامع در جنگ، اقدامات پرشتاب و متعددی را علیه خود دید. در ابتدای جنگ ۲۰۲۲، وزارت خزانه‌داری ایالات متحده و اتحادیه اروپا با سیاست‌هایی از جمله ممنوعیت واردات نفت و فرآورده‌های روسیه، تحریم شرکت‌های انرژی، محدودیت بیمه و حمل‌ونقل دریایی و تعیین سقف قیمت نفت روسیه با همکاری گروه G7، تلاش کردند درآمد ارزی مسکو را کاهش دهند. در کنار این، اتحادیه اروپا با طرح کاهش وابستگی به گاز روسیه  و تنوع‌بخشی به منابع LNG و اوکراین با اقدامات خرابکارانه‌ای مانند منفجر کردن خط لوله گاز طبیعی نورد استریم 2، بازار انرژی روسیه در اروپا را محدود کردند.

پس از به قدرت رسیدن دوباره ترامپ، او برای وادار کردن کرملین به پایان جنگ، از ترکیبی از ابزارهای تحریم‌های مستقیم، تعرفه‌های ثانویه و حتی حمایت اطلاعاتی-نظامی از اوکراین استفاده کرد. ترامپ ابتدا در اکتبر ۲۰۲۵ تحریم‌های سنگینی بر دو غول نفتی Rosneft و Lukoil که نیمی از تولید نفت روسیه را برعهده دارند اعمال کرد. سپس با تهدید و اعمال تعرفه‌های سنگین بر خریداران عمده مانند هند که بزرگ‌ترین واردکننده نفت روسیه است و تشدید فشار بر «ناوگان سایه» صادرات را مختل کرد.

در کنار این فشارها، حملات نظامی اوکراین با حمایت اطلاعاتی-نظامی آمریکا از جمله اشتراک‌گذاری داده‌های دقیق ماهواره‌ای، مسیرهای پرواز پهپادها و شناسایی نقاط آسیب‌پذیر تأسیسات تشدید پیدا کرده است. استراتژی اوکراین را می‌توان بر پایه حملات پهپادی دوربرد به زیرساخت‌های انرژی روسیه – به ویژه پالایشگاه‌های نفت، انبارهای سوخت، پایانه‌های صادراتی و حتی سکوهای دریایی –دانست. اوکراین به دلیل محدودیت تسلیحات دوربرد سعی می‌کند با حملات نامقتارن اما دقیق و هدف‌مند، تأمین مالی جنگ را برای کرملین دشوار کند. این کمپین از اوایل ۲۰۲۴ آغاز شد اما از تابستان ۲۰۲۵ به شدت تشدید یافت و در ۲۰۲۶ نیز ادامه دارد. خسارات روسیه در این حملات به ویژه در ۲۰۲۴ و ۲۰۲۶ قابل توجه بوده: در ۲۰۲۴ کمپین اولیه منجر به آسیب به ده‌ها پالایشگاه و کاهش موقت ظرفیت پالایش شد، اما در ۲۰۲۵-۲۰۲۶ بیش از ۱۲۰ حمله موفق ثبت‌شده باعث ضرر ۱۳ میلیارد دلاری به بخش نفت، کاهش ۱۰-۲۰ درصدی ظرفیت پالایش، کمبود سوخت در بعضی شهرهای روسیه، افزایش قیمت بنزین و حتی منجر به قطعی برق و اختلال در صادرات شد. وزارت دارایی روسیه اخیرا اعلام کرد که مجموع درآمد نفت و گاز روسیه در سال 2025، 32 درصد کمتر از پیش‌بینی دولت بوده است. با وجود همین آمارها است که موافقان حمایت از اوکراین معتقدند به شرط ادامه جنگ، می‌توان اقتصاد روسیه را از نفس انداخت.

 روسیه

در ماه‌های ابتدایی جنگ اوکراین، روسیه به دلیل تصور کوتاه و مقطعی بودن جنگ برنامه‌ای منسجم برای حملات هدف‌مند برای زیرساخت‌های اوکراین نداشت اما از زمان تمرکز نیروهای روسیه بر شرق اوکراین و تثبیت فرسایشی شدن جنگ از پاییز ۲۰۲۲ به بعد، حملات هدفمند به نیروگاه‌های حرارتی و هیدروالکتریک، شبکه‌های انتقال و توزیع برق، تأسیسات گاز و سیستم‌های گرمایش مرکزی، به یکی از برنامه‌های اصلی استراتژی جنگی روسیه تبدیل شد. روسیه با هدف‌گیری این تأسیسات، نه تنها به دنبال تضعیف ظرفیت نظامی اوکراین بود، بلکه سعی داشت حمایت عمومی از جنگ را نیز تضعیف کند.

در سوی روسیه نیز حملات از سال ۲۰۲۵ به بعد، در مقایسه با دوره ۲۰۲۲-۲۰۲۴، نشان‌دهنده تغییر کیفی معناداری است. در سال‌های اولیه جنگ، حملات عمدتاً با مقیاس متوسط 50 تا ۱۰۰ موشک و پهپاد و تمرکز بر شبکه انتقال و توزیع برق انجام می‌شد و تا اوایل ۲۰۲۴ حدود ۵۰ درصد از ظرفیت تولید برق اوکراین را تحت تأثیر قرار داد. اما از بهار ۲۰۲۴ و به ویژه در سال ۲۰۲۵، الگو به طور اساسی دگرگون شد: حملات به سمت هدف‌گیری مستقیم تولید انرژی نیروگاه‌های حرارتی، هیدروالکتریک و تأسیسات گاز تغییر پیدا کرد. مقیاس حملات به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است، با موجی شامل صدها پهپاد گاهی بیش از 700 فروند به همراه ده‌ها موشک‌ کروز و بالستیک که رهگیری آنها را دشوارتر می‌کند. این روند به دلیل افزایش تولید پهپادهای گل‌شمعدانی و نوآوری روس‌ها در تجهیز پهپادها به مهمات خوشه‌ای و در سوی دیگر معادله، کمبود شدید در پدافند هوایی اوکراین، حملات و ضربه‌های موفق به صورت مداوم ادامه می‌یابد. از طرفی سیستم گرمایشی اوکراین به جا مانده از دوران شوروی  و ساختاری مرکزی دارد. یعنی یک نیروگاه، گرمایش ده‌ها هزار واحد مسکونی را تأمین می‌کند. به همین دلیل، روسیه فقط با زدن همان چند نیروگاه حرارتی که اغلب برق هم تولید می‌کنند، همزمان گرمایش و برق کل مناطق را قطع می‌کند. در واقع اوکراین با کشاندن تمرکز جنگ به حوزه انرژی، قربانی بازی شد که ترامپ طراحی کرده بود.  

ارزیابی موفقیت روسیه دوگانه است .از یک سو، دستاوردهای تاکتیکی قابل توجه بوده است: ظرفیت تولید برق اوکراین بیش از ۷۰ درصد کاهش یافته. شهرهای بزرگی چون اودسا و حتی کی‌یف گاها تنها 1 تا 2 ساعت برق دارند، تولید گاز داخلی ۴۰-۶۰ درصد آسیب دیده و هزینه مستقیم خسارات تا سال ۲۰۲۵ به از ۲۰ میلیارد دلار رسیده است. چراغ‌های شهری خاموش‌اند، قطارها سوخت ندارند و تأمین آب مصرفی خانه‌ها با مشکل رو به رو است. مردم در صف‌های طولانی برای غذای گرم می‌ایستند و برخی شهرداران مانند شهردار کی‌یف پیشنهاد کرده‌اند ساکنان به روستاها بروند جایی که اجاق‌های هیزمی وجود دارد. مدرسه‌ها به دلیل کلاس‌های سرد تعطیل شده‌اند و آموزش آنلاین با قطعی برق غیرممکن است. روسیه به طور مستقیم با حملات به زیرساخت‌های انرژی سعی بر وادار کردن دولت اوکراین به امضای توافق ایده‌آل خود است. نظرسنجی‌های مختلف نشان میدهد که 72 درصد از مردم اوکراین خواستار پایان جنگ هستند. اگرچه این عدد به شرط عدم به رسمیت‌شناخته شدن رسمی مناطق تصرف شده و تضمین امنیتی از سوی غرب است، اما نشان میدهد که جنگ تا چه میزان بر زندگی مردم اوکراین فشار آورده است.  

با این حال، روسیه در دستیابی به اهداف استراتژیک ناکام مانده است. اوکراین با تعمیرات سریع، واردات برق از اروپا، بهره‌گیری گسترده از ژنراتورهای اضطراری، از فروپاشی کامل جلوگیری کرده است. تاب‌آوری اوکراین و حملات متقابل، تعادل نسبی ایجاد کرده و روسیه را نیز با چالش‌های اقتصادی از جمله اختلال در صادرات نفت روبرو ساخته است .در نهایت، استراتژی انرژی روسیه نمادی از ماهیت جنگ فرسایشی کرملین است: مؤثر در ایجاد درد کوتاه‌مدت و اعمال فشار مذاکراتی، اما ناکارآمد در شکست اراده اوکراین.

 

در مجموع، جنگ زیرساخت‌های انرژی نشان داده است که نه مسکو و نه کی‌یف نتوانسته‌اند از این حوزه به عنوان اهرمی تعیین‌کننده برای پیروزی راهبردی استفاده کنند. روسیه با وجود وارد کردن خسارات سنگین و ایجاد فشار اجتماعی بر اوکراین، در شکستن اراده سیاسی و نظامی کی‌یف ناکام مانده است. در مقابل، اوکراین نیز با حملات نامتقارن و هدف‌گیری درآمدهای نفتی روسیه، اگرچه هزینه‌هایی جدی بر کرملین تحمیل کرده، اما نتوانسته ماشین جنگی آن را از کار بیندازد. بنابراین، انرژی بیش از آنکه ابزار پیروزی باشد، به عرصه‌ای برای فرسایش متقابل و چانه‌زنی در مذاکرات تبدیل شده است.


میلاد رضائی


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه