امارات متحده عربی متشکل از ۷ شیخ‌نشین در جنوب خلیج‌فارس که مهم‌ترین آن‌ها ابوظبی و دوبی هستند، در سال‌های اخیر نقش مهمی در استراتژی و حضور منطقه‌ای آمریکا با میزبانی از نیروها و تجهیزات نظامی واشنگتن در پایگاه هوایی «الظفره» ایفا نموده است. با توجه به ادعای دیرینه و حل‌نشده امارات بر جزایر سه‌گانه ایرانی و همچنین عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی در دور اول ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، اکنون امارات نقش کلیدی در حضور نظامی و عملیات احتمالی ایالات‌متحده به دنبال تهدیدات مکرر ترامپ علیه ایران دارد. ضمن اینکه امارات به دلیل روابط بسیار نزدیک سیاسی، امنیتی و نظامی با اسرائیل نقش مهمی در جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران ایفا کرد.

نقش امارات در جنگ ۱۲ روزه

اگرچه امارات در جنگ ۱۲ روزه به‌صورت رسمی تلاش کرد خود را کشوری بی‌طرف و خواهان ثبات منطقه معرفی کند، اما مجموعه‌ای از شواهد سیاسی، امنیتی و لجستیکی نشان می‌دهد که این کشور حاشیه جنوبی خلیج‌فارس عملاً در کنار اسرائیل و ایالات‌متحده قرار داشته و به شکل‌های مختلف به تضعیف توان بازدارندگی ایران کمک کرده است. یکی از مهم‌ترین ابعاد این نقش، همکاری امارات در سامانه‌های پدافندی و رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایرانی است. در سال‌های اخیر، امارات به بخشی از شبکه یکپارچه دفاع هوایی آمریکا در منطقه تبدیل شده و با تل‌آویو نیز پس از عادی‌سازی روابط، همکاری‌های امنیتی نزدیکی برقرار کرده است. در جریان جنگ ۱۲ روزه، گزارش‌های متعددی از استفاده آمریکا و متحدانش از پایگاه‌ها و زیرساخت‌های مستقر در جنوب خلیج‌فارس برای رهگیری پهپادها و موشک‌های پرتاب‌شده ایرانی به سمت اهداف مختلف در فلسطین اشغالی منتشر شد. امارات با در اختیار گذاشتن حریم هوایی، رادارها و داده‌های هشدار زودهنگام، عملاً به افزایش کارایی این عملیات رهگیری کمک کرد؛ اقدامی که هرچند به‌طور غیرمستقیم انجام شد، اما در عمل به نفع اسرائیل تمام شد.

بعد دوم، نقش لجستیکی امارات است. این کشور سال‌هاست که به‌عنوان یکی از گره‌های اصلی لجستیک نظامی و تجاری در منطقه عمل می‌کند. بنادر پیشرفته، فرودگاه‌های مجهز و زیرساخت‌های حمل‌ونقل امارات، امکان انتقال سریع تجهیزات، قطعات فنی و حتی نیروهای پشتیبانی را برای آمریکا و متحدانش فراهم می‌سازد. در جریان جنگ ۱۲ روزه، امارات به‌عنوان یک عقبه امن برای جابه‌جایی و پشتیبانی لجستیکی مورد استفاده قرار گرفت؛ نقشی که بدون ورود مستقیم به میدان نبرد، فشار عملیاتی بر اسرائیل را کاهش داد.

به طور کلی همکاری‌های پدافندی، تسهیلات لجستیکی و همسویی سیاسی، امارات را به یکی از بازیگران مؤثر پشت صحنه در حمایت از اسرائیل تبدیل کرد. این تجربه بار دیگر نشان داد که معادلات امنیتی خلیج‌فارس به‌شدت درهم‌تنیده شده و کشورهایی مانند امارات، حتی بدون شلیک یک گلوله، می‌توانند تأثیر قابل‌توجهی بر موازنه قدرت در منازعات منطقه‌ای داشته باشند.

در برهه بعد از جنگ نیز روابط نظامی امارات و اسرائیل به نحو قابل‌توجهی افزایش یافته است. 🇦🇪🇮🇱 رسانه دولتی عربستان گزارش داده است که امارات در حال برنامه‌ریزی برای احداث یک پایگاه نظامی اسرائیلی در منطقه «عراده»، در نزدیکی مرز این کشور با عربستان سعودی است؛ پایگاهی که ظرفیت استقرار بیش از ۸۰۰ نظامی اسرائیلی را خواهد داشت.

آرایش نیروها و تجهیزات آمریکا در امارات

در سال ۲۰۲۶، در پی افزایش تنش‌ها بین آمریکا و ایران و تهدیدات مکرر دونالد ترامپ، ایالات‌متحده حضور نظامی خود را در غرب آسیا به نحو بی‌سابقه‌ای تقویت کرده است. در این میان، امارات به عنوان یکی از متحدان اصلی واشنگتن، میزبان پایگاه نظامی مهمی بوده است. حضور آمریکا در پایگاه هوایی الظفره در این کشور، بخشی از یک نیروی نظامی گسترده متشکل از حدود ۳۵۰۰۰ تا ۴۰۰۰۰ نفر در سراسر منطقه محسوب می‌شود. بر اساس اطلاعات جمع‌آوری‌شده، نیروهای نظامی آمریکا در امارات، به‌ویژه در پایگاه الظفره، در ترکیب و ماموریت با سایر پایگاه‌ها در منطقه تفاوت دارند. توزیع نیروی انسانی و نوع تجهیزات استقرار یافته در این پایگاه به شرح زیر است:

 تعداد نیروها: در کل امارات، حدود ۳۵۰۰ نفر از پرسنل نظامی آمریکا مستقر هستند که عمدتاً در پایگاه هوایی الظفره تمرکز دارند. این رقم در مقایسه با نیروهای مستقر در کشورهایی مانند کویت (حدود ۱۳۵۰۰ نفر) یا قطر (حدود ۱۰۰۰۰ نفر) کمتر است.

 انواع نیروها: ماموریت اصلی نیروهای حاضر در الظفره بر سیستم‌های پدافندی و عملیات با جنگنده‌های نسل پنجم به خصوص جنگنده برتری هوایی نسل پنجمی اف-۲۲ رپتور متمرکز است.

 تجهیزات و هواپیماها: پایگاه الظفره میزبان جنگنده‌های اف-۲۲ است که برای تأمین برتری هوایی مطلق و مقابله با جنگنده‌های ایرانی در مراحل اولیه یک جنگ احتمالی مستقر شده‌اند. علاوه بر این، بر اساس برخی گزارش‌ها، هواپیماهای شناسایی و پهپادهایی از جمله ام‌کیو-۹ ریپر (MQ-9 Reaper) نیز در الظفره عملیاتی هستند.

 سیستم‌های دفاع موشکی: آمریکا سیستم‌های دفاع موشکی پیشرفته‌ای نیز در منطقه مستقر کرده است. در این راستا، سامانه دفاع موشکی «تاد» (THAAD) در امارات استقرار یافته است. این سامانه برای رهگیری موشک‌های بالستیک در ارتفاع بسیار بالا طراحی شده و تکمیل‌کننده سامانه‌های پاتریوت محسوب می‌شود. در عین حال امارات خود نیز مبادرت به خرید و استقرار چند آتشبار تاد در نقاط مختلف این کشور برای مقابله با حملات موشکی بالستیک احتمالی از ایران نموده است. وزارت دفاع ایالات‌متحده قصد دارد در سال ۲۰۲۶ میلادی ۲۵ سامانه پرتاب اضافی تاد خریداری کرده و به‌روزرسانی گسترده‌ای در اجزای این سامانه ضد موشکی انجام دهد. با توجه به استقرار چرخشی در امارات و فلسطین اشغالی، جایی که در حال حاضر دو آتشبار تاد مستقر هستند، توسعه سکوهای جدید در اسرائیل پس از جنگ ۱۲ روزه امکان استقرار آتشبار سوم اضافی تاد در شرایط بحران را فراهم می‌کند.

استقرار این تجهیزات و نیروها در چارچوب آرایش نظامی گسترده‌تر آمریکا در منطقه قابل درک است که شامل ناوگروه هواپیمابر آبراهام لینکلن، بمب‌افکن‌های استراتژیک مانند بی-۵۲ در جزیره دیه‌گو گارسیا، استقرار شمار زیادی انواع جنگنده‌ها و هواپیماهای جنگ الکترونیک و دیگر هواگردهای تخصصی در پایگاه‌های هوایی کشورهای متحد واشنگتن مانند امارات، اردن، عربستان سعودی و قطر و تعداد قابل‌توجهی ناوشکن و زیردریایی در آب‌های اطراف است.

موضع رسمی

نکته مهم این است که دولت امارات به طور عمومی اعلام کرده است که اجازه نخواهد داد از خاک، حریم هوایی یا آب‌های خود برای هرگونه اقدام نظامی خصمانه علیه ایران استفاده شود. این موضع نشان‌دهنده یک تمایز آشکار بین حضور نظامی آمریکا در این کشور و امکان استفاده از آن به عنوان سکوی پرش برای حمله است. امارات طی بیانیه‌ای اعلام کرده است که اجازه استفاده از حریم هوایی، زمین یا آب‌های سرزمینی‌اش در هرگونه عملیات نظامی خصمانه علیه ایران را نخواهد داد. در این بیانیه آمده است: «امارات متحده عربی تعهد خود را به عدم‌اجازه استفاده از حریم هوایی، قلمرو یا آب‌های خود در هرگونه عملیات نظامی علیه ایران مجدداً تأیید می‌کند. وزارت امور خارجه تعهد امارات متحده عربی را به عدم‌اجازه استفاده از حریم هوایی، قلمرو یا آب‌های خود در هرگونه عملیات نظامی خصمانه علیه ایران و عدم ارائه هرگونه حمایت لجستیکی در این زمینه مجدداً تأکید کرد.» وزارت‌خانه بر این باور که گفت‌وگو، کاهش تنش، پایبندی به قوانین بین‌المللی و احترام به حاکمیت دولت‌ها مؤثرترین پایه‌ها برای رسیدگی به بحران‌های کنونی است، تأکید کرده و رویکرد امارات در حل اختلافات از طریق روش‌های دیپلماتیک را برجسته می‌سازد.

چشم‌انداز عملیاتی

آرایش نظامی کنونی آمریکا در منطقه غرب آسیا که شامل استقرار نیروهای دریایی، هوایی و سامانه‌های موشکی پیشرفته است، فراتر از حضور نظامی سنتی آمریکا و نیز اهدافی مانند حفظ امنیت مسیرهای انرژی است. این استقرار یک استراتژی چندلایه را دنبال می‌کند که بر سه محور کلیدی یعنی بازدارندگی منطقه‌ای (در مقابل بازیگران غیرهمسو)، حمایت از شرکای سنتی (مانند اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس)، و حفظ قابلیت اقدام سریع برای مقابله با تحولات ناگهانی مبتنی است. این شکل‌بندی استقرار نظامی، به ویژه حضور سامانه‌های ضد موشکی و قابلیت‌های تهاجمی هوایی، نشان‌دهنده آستانه تحمل پایین برای اقدامات به اصطلاح تحریک‌آمیز ایران تلقی شده و مستقیماً برای تأثیرگذاری بر محاسبات استراتژیک تهران صورت گرفته است. آرایش نظامی آمریکا در غرب آسیا اساساً حامل پیامی دوگانه یعنی تعهد به دفاع از شرکا و متحدان واشنگتن و اعمال فشار حداکثری به ایران از طریق قابلیت‌های تهاجمی آماده اقدام سریع است که به زعم کاخ‌سفید به طور مستقیم بر مدیریت ریسک توسط ایران در محاسبات مربوط به رویارویی مستقیم ایران و آمریکا تأثیر می‌گذارد.

با توجه به استراتژی عملیاتی ارتش آمریکا در منطقه غرب آسیا نقش امارات مشخص می‌شود. آرایش نظامی آمریکا در منطقه از یک ساختار فرماندهی واحد یعنی فرماندهی مرکزی آمریکا «سنتکام» نشأت می‌گیرد، اما تمرکز عملیاتی بر دو عنصر اصلی است:

  - نیروی دریایی آمریکا با ناوگان پنجم مستقر در بحرین و با حضور مستمر ناوهای هواپیمابر، ناوشکن‌های مجهز به سامانه‌های دفاع موشکی نظیر «ایجیس» (Aegis) و ناوهای پشتیبانی در خلیج‌فارس و دریای عرب، نقش محوری در کنترل گذرگاه‌های آبی حیاتی (نظیر تنگه هرمز) و ایجاد توانایی قدرت‌افکنی ایفا می‌کند. در واقع ناوگان پنجم به عنوان یک سکوی متحرک برای عملیات هوایی و موشکی دوربرد عمل می‌کند.

  - نیروی هوایی آمریکا با مأموریت تفوق هوایی در منطقه در پایگاه‌هایی نظیر الظفره در امارات یا پایگاه‌های عراق و قطر، میزبان جنگنده‌هایی مانند اف-۱۶ و اف-۱۵و نیز جنگنده‌های نسل پنجمی مانند اف-۳۵ و اف-۲۲ هستند. نقش این نیروها عمدتاً شامل حفاظت از فضای عملیاتی، انجام مأموریت‌های شناسایی (ISR) و فراهم آوردن پوشش هوایی در جنگ بین ایالات متحده و ایران است.

در صورت جنگ احتمالی بین آمریکا و ایران در مورد کشورهای میزبان نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا مانند امارات، قطر، عربستان، استراتژی ایران باید مبتنی بر «تنبیه محدود و تهدید نامحدود» باشد. در این راستا باید از حمله به زیرساخت‌های نفتی این کشورها در فاز اول شامل پالایشگاه‌های آرامکو، جبل‌علی و راس‌لفان ، خودداری شود. دلیل اصلی این است که نفت و گاز این تأسیسات نفتی و گازی شریان حیاتی اقتصاد چین و بسیاری از کشورهای اروپایی است. اگر در فاز اول این اهداف نفتی مورد حمله قرار گیرند احتمال موضع‌گیری علیه ایران در شورای امنیت سازمان‌ملل از سوی این کشورها وجود دارد. در واقع این تأسیسات انرژی باید سالم بمانند تا جهان بداند «هنوز چیزی برای از دست دادن دارد».

اما در فاز اول اهداف نظامی در این کشورهای حوزه جنوبی خلیج‌فارس اهداف مشروع خواهند بود که شامل پایگاه‌های هوایی (الظفره امارات، العدید قطر، شاهزاده سلطان عربستان سعودی) می‌شوند. حمله به این پایگاه‌ها متمرکز بر باند پرواز و مخازن سوخت جنگنده‌ها برای جلوگیری از پرواز هواپیماهای آمریکایی برای حمله به اهداف ایرانی است.

در فاز دوم باید رادارها و سامانه‌های پدافند هوایی و ضد موشکی مانند پاتریوت و تاد مورد هدف قرار گیرند تا بدین ترتیب امکان کمک به آمریکایی‌ها در شناسایی موشک‌ها، پهپادها و سایر هواگردهای ایرانی از آن‌ها سلب شود.


سید رضا میرطاهر


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه