پنج سال از خروج آمریکا، سقوط جمهوریت و استقرار طالبان در افغانستان می‌گذرد. باید اذعان داشت که در این دوره پنج‌ساله، طالبان در نحوه استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و روابط خارجی الگویی به مراتب وسیع‌تر و پیچیده‌تر از دوره گذشته عرضه کرده‌اند و آزمودن الگوهای متعارف مبتنی بر مشارکت بین‌المللی، تا اندازه زیادی جایگزین رویه انزواطلبی در روابط خارجی این گروه شده است.[1] این جایگزینی، هم مولود تغییر و تحول در متغیرهای بیرونی تاثیرگذار بر طالبان است و هم از تحولی ادراکی در میان نخبگان این گروه نشات می‌گیرد. نگاه طالبان به روابط خارجی تنها در ارتباط با تجربه زیسته این گروه و سرشت معضلات و مشکلات امنیتی حکومت بر افغانستان قابل تفسیر است. طالبان می‌خواهند که با کمترین عدول از مبانی هویتی و ایدئولوژیک، حاکمیت خود را بر قلمروی افغانستان تثبیت کنند. در مسیر این تثبیت آنها نیازمند مهار تهدیدات امنیتی و خلق پیوندها و موازنه‌های جدیدی هستند که تنها با برقراری روابط خارجی میسر خواهد بود. مقاله حاضر قصد دارد در پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، با نگاهی عمیق‌تر به وضعیت تعاملات خارجی طالبان بنگرد و تصویری دقیق‌تر از محورهای اصلی روابط خارجی طالبان در پنج سال گذشته ارائه نماید.

محیط بیرونی و گسترش فضای راهبردی طالبان

محیط بیرونی تاثیرگذار بر طالبان نسبت به دوره گذشته دستخوش دو تغییر اساسی شده است و بی‌قلمرویی مخالفان طالبان از یکسو و تغییر در اولویت‌های بازیگران بین‌المللی از سوی دیگر موجب شده اند که طالبان، فضای راهبردی بیشتری برای تحرک و تعامل خارجی داشته باشد. یکی از بزرگترین معضلات روابط خارجی طالبان در دوره قبلی، وجود «اتحاد شمال» به عنوان اپوزیسیونی متحد، مسلح و فعال درون خاک افغانستان (با محوریت پنجشیر و مناطق شمالی) بود. اتحاد شمال به طور خاص پیوندهای قدرتمندی با ایران، هند و روسیه داشت و همین مسئله شانس طالبان را برای پذیرش از سوی این بازیگران به شدت کاهش می‌داد. علیرغم بروز درگیری‌های پراکنده، در پنج سال گذشته هیچ معارض و رقیبی قادر نبوده اقتدار طالبان را درون جغرافیای افغانستان با چالش جدی مواجه سازد و حملات علیه این گروه بیشتر از سوی هسته‌های عملیاتی کوچک، پراکنده و فاقد قلمرو انجام پذیرفته است. در حال حاضر دو طیف موازی از هسته‌های مسلح با اهداف کاملا متفاوت به صورت پراکنده علیه طالبان فعالیت دارند. طیف اول، هسته‌هایی افراط‌گرا هستند که به «داعش خراسان» تعلق دارند و با قرائتی تندروانه‌تر از طالبان در شریعت و حکومت، طالبان را به سبب تاکید و تمرکز بر تشکیل حکومت ملی و ترک جهاد در سطح بین‌المللی تکفیر می‌کنند و در سال‌های اخیر به مهم‌ترین تهدید تروریستی موجود در محیط منطقه‌ای مبدل شده‌اند.[2] طیف دوم، هسته‌هایی مسلح اغلب با تعلق قومی غیرپشتون هستند که با الگوی غیرانتخابی و غیرفراگیر حکومت طالبان در افغانستان مخالفند و توسط چهره‌های جمهوری‌خواه همچون احمد مسعود، یاسین ضیا، سامی سعادت و ... سازماندهی می‌شوند. [3] در این میان، باید به طیف سومی از مخالفت‌های مسلحانه گذرا نیز اشاره کرد که از سوی رهبران محلی طالبان همچون جمعه خان فاتح برای مقاطع زمانی کوتاه و به موجب اختلاف با مرکزیت طالبان ظهور و البته افول داشته‌اند.[4] در مجموع، با توجه به فقدان قلمرو و پراکندگی گروه‌های مخالف طالبان، این گروه مرجعیت بیشتری در تعاملات خارجی حول مسائل افغانستان پیدا کرده است.

از دوره پیشین استقرار طالبان تاکنون، اولویت‌ها و دغدغه‌های اصلی بازیگران هم در سطح بین‌المللی و هم در سطح منطقه‌ای دستخوش تحول و دگرگونی شده است. «جنگ با ترور» پس از یازدهم سپتامبر قصد داشت طالبان و نیروهای سیاسی مشابه را با توسل به زور از معادله حذف نماید. این رویکرد امروز واضحا کنار رفته است و علیرغم اینکه در این دوره ملاحظات هنجاری در سطح بین‌المللی، در زمره مهم‌ترین موانع کسب شناسایی رسمی توسط طالبان به شمار می‌روند، اولویت و فوریت مسائلی همچون همکاری و پیوند اقتصادی، تروریسم، مواد مخدر و یا مسائل زیست‌محیطی به اندازه‌ای متحول شده که نهادهای بین‌المللی و دولت‌های مختلف منطقه و جهان را با طالبان وارد گفتگو و تعامل دیپلماتیک نماید. دعوت به اجلاس دوحه درباره افغانستان متعلق به سازمان ملل متحد و تحمیل قالب مطلوب خود به عنوان شرط مشارکت در نشست[5] و ترافیک بالای سفرها، نشست‌ها و توافقات دوجانبه طالبان در پنج‌سال گذشته نمودهایی از این تحول به شمار می‌روند.

محورهای اصلی روابط خارجی طالبان

طالبان در دوره پیشین، با نگاهی حداقلی به ابزارهای دیپلماتیک می‌نگریستند و انزوای خودخواسته را به سبب کاهش ریسک مداخله و سازش، رویکرد محوری روابط خارجی خود قرار دادند. روابط خارجی محدود طالبان در دوره گذشته، بیشتر در ارتباط با کشورهای اسلامی تعریف می‌شد و طالبان، برنامه مشخصی برای تعامل با قدرت‌های بزرگ یا سایرین نداشتند. در دوره جدید اما طالبان علاوه بر تلاش برای تنظیم روابط با قدرت‌های بزرگ و بازیگران منطقه‌ای، حوزه کشورهای مورد تعامل خویش را حتی تا ژاپن، نیکاراگوئه و بورکینافاسو گسترش داده است. [6] طالبان در سطح مواضع اعلامی، گسترش روابط خارجی و تعاملات را به مثابه شناسایی عملی حاکمیت خود بر افغانستان تعریف می‌کنند و تلاش دارند از این طریق از اهمیت بنیادین مسئله شناسایی رسمی به عنوان حاکمیت افغانستان بکاهند. در واقعیت نیز الگوی تعامل بین‌المللی با طالبان وضعیت متناقضی خلق نموده است. از یک طرف، در اختیار داشتن بیش از 45 نمایندگی رسمی در خارج افغانستان و حضور نمایندگان حداقل 28 کشور و سازمان بین‌المللی در کابل، گستردگی روابط خارجی طالبان را نشان می‌دهد.[7] از طرف دیگر، این گروه در مسئله شناسایی رسمی در مقایسه با دوره گذشته وضعیت بدتری دارد و به استثناء روسیه، هیچ یک از بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی حاکمیت طالبان بر افغانستان را مورد شناسایی رسمی قرار نداده‌اند. به نظر می‌رسد که فارغ از معادلات و بده‌بستان‌های پشت‌پرده دوجانبه، عمده بازیگران منطقه‌ای و احتمالا بین‌المللی به موجب سه ملاحظه کلیدی مایل نیستند با رویکرد کنونی طالبان، امتیاز شناسایی را به این گروه اعطا کنند و منتظر نمایش تحول یا انعطاف از سوی طالبان هستند. اولین ملاحظه مشهود، حفظ اهرم شناسایی برای کسب امتیاز ملموس در مسائل فی‌مابین از سوی این بازیگران است. دومین ملاحظه، پافشاری طالبان بر منع تحصیل دختران و اشتغال زنان است که هزینه سیاسی-هنجاری شناسایی را برای بسیاری از بازیگران به شکل قابل‌توجهی افزایش داده است. سومین ملاحظه، عدم فراگیری حاکمیت طالبان و تاکید آنها بر تسلط قومی-مذهبی است که بالاخص برای برخی بازیگران منطقه‌ای از حیث هویتی نیز واجد اهمیت است. چنانچه اشاره شد، مشارکت‌جویی خارجی طالبان مقید به کم‌ترین عدول از مبانی هویتی و ایدئولوژیک خود بوده است و از همین رو، نشان دادن انعطاف عملگرایانه در این سطوح برای رهبری طالبان در قندهار از حیث ایدئولوژیک توجیه‌پذیر نیست و جناح‌های عملگراتر نیز یا همچون جناح دوحه (ملابرادر-استانکزی) به حاشیه رانده شده‌اند [8] و یا حفظ انسجام و عدم سرپیچی از مواضع قندهار را فعلا گزینه‌‍ای کم‌هزینه‌تر ارزیابی می‌کنند.

 فارغ از ناکامی در دستیابی به شناسایی، این گروه در پنج سال گذشته سه محور مهم را در روابط خارجی برای تثبیت قدرت و نقش خود در افغانستان دنبال نموده است. اولین محور، مزیت‌های ژئواکونومیک را به اهرمی برای تعمیق روابط خارجی مبدل می‌سازد. مخاطبان اصلی این اهرم چین و کشورهای آسیای میانه هستند و سایر بازیگران نیز به فراخور در این رویکرد مخاطب قرار می‌گیرند. دومین محور، به طالبان کمک می‌کند که در محیط منطقه‌ای موازنه‌های امنیتی جدیدی خلق کند. این محور دو رکن دارد. رکن اول بیشتر در مقابل تهدید نزدیک پاکستان معنی پیدا می‌کند و رکن دوم برای جبران ناترازی قدرتی است که طالبان با همه همسایگان خود تجربه می‌کند. محور سوم، بر مدیریت تنش‌ها با آمریکا تمرکز دارد و برای عدم تکرار تجربه 20 سال گذشته طراحی شده است. در ادامه در خصوص هر یک از این سه محور توضیح داده می‌شود.

اهرم‌سازی ژئواکونومیک

طالبان در دوره دوم، تلاش دارد به اتکای مزیت‌های جغرافیایی و ظرفیت‌های بالقوه اقتصادی، نقشی سازنده در رقابت‌های ژئواکونومیک منطقه‌ای و بین‌المللی برای خود تعریف کند و از این طریق، مقدمات ادغام و رسمیت‌یابی خود را فراهم نماید. نمودهای اولیه چرخش طالبان به سمت اهرم‌های ژئواکونومیک، پیش از بازگشت این گروه به قدرت نیز قابل مشاهده بود. اهرم‌سازی ژئواکونومیک طالبان بیشتر حول سه پروژه کلیدی سامان می‌یابد: خط لوله تاپی، پروژه اتصال برق کاسا-1000 و راه‌آهن ترانس افغان. گفتگوها میان طرفین برای پیشبرد پروژه خط لوله تاپی ادامه دارد، هرچند که اختلافات جاری میان طالبان و پاکستان از یک‌طرف و اختلاف دیرینه هند و پاکستان از طرف دیگر، این پروژه را ابهامات اساسی همراه ساخته‌ است. توافقات اولیه برای احداث حداقل دو پروژه ریلی راهبردی، یکی با قزاقستان برای احداث خط تورغندی-اسپین‌بولدک (از مرز ترکمنستان به مرز پاکستان) و دیگری با ازبکستان برای خط ترانس‌افغان (از مرز ازبکستان تا پاکستان) به امضا رسیده است، هرچند که تامین مالی آنها با ابهامات و پرسش‌های بسیاری همراه است. علاوه بر این پروژه‌ها، ذخایر معدنی و نفتی دیگر پتانسیل اقتصادی مهمی هستند که طالبان سعی دارد با تکیه بر آن، از انزوا خارج شود و موقعیت خود را ارتقا بخشد. [9]

موازنه‌سازی امنیتی

طالبان در دوره دوم، با ادراک دقیق‌تر از معادلات حاکم و تهدیدهای موجود علیه خود، به سمت موازنه‌سازی امنیتی در مناسبات خارجی حرکت کرده است. با نگاه به تحولات پنج سال گذشته می‌توان مدعی شد که این موازنه‌سازی دو رکن اساسی دارد: اول، تشکیل محور امنیتی در سطح چندجانبه با مشارکت هند و روسیه؛ دو، جبران تفاوت قدرت در سطح دوجانبه با اهرم‌سازی از تهدید.

چنانچه پیشتر اشاره شد، ایران، هند و روسیه در دوره پیشین از «اتحاد شمال» حمایت می‌کردند و با طالبان ارتباط دیپلماتیک برقرار نکردند و در این مقطع، طالبان در موازنه‌سازی منطقه‌ای به پاکستان وابستگی مستقیم داشت. در بدو بازگشت به قدرت این انتظار وجود داشت که طالبان، در موازنه‌سازی امنیتی به سمت چین و پاکستان حرکت کند. [10] چین اولین کشوری بود که در ژوئن 2024 اعتبارنامه سفیر معرفی شده توسط طالبان را، البته بدون شناسایی رسمی، پذیرفت و انتظار می‌رفت اولین گام برای شناسایی نیز از سوی این قدرت برداشته شود. [11] با این وجود، طالبان به دلایل متعدد ترجیح داد که دو کشور روسیه و هند را محور اصلی تعاملات امنیتی خود قرار دهد و در نهایت این روسیه بود که در ژوئیه 2025 به عنوان اولین کشور، طالبان را به عنوان حکومت رسمی افغانستان به رسمیت شناخت و در فاصله کمتر از یک سال، در 27 مه 2026 سندی نیز برای همکاری فنی-نظامی با طالبان امضا کرد. روسیه پیشتر نیز با دعوت از طالبان برای مشارکت در گفتگوهای موسوم به فرمت مسکو در سال 2018 گام مهمی برای افزایش اعتبار و پذیرش طالبان در معادلات منطقه‌ای برداشته بود. [12] روند طی شده در موازنه‌سازی طالبان از طریق هند پیچیده‌تر از روسیه به نظر می‌رسد. هند به عنوان یکی از متحدان نزدیک دولت جمهوری در افغانستان، دیرتر از سایرین و تنها پس از بازگشت طالبان به قدرت با این گروه وارد تعامل شد و در سال ابتدایی استقرار طالبان سفارت خود را نیز تعطیل کرد. با شدت گرفتن اختلافات میان پاکستان و طالبان، به یکباره منافع امنیتی هند و طالبان همراستایی فزاینده یافت و بدین ترتیب، حلقه همکاری‌های امنیتی طالبان در محیط بیرونی کامل‌تر شد. [13]

با وجود همگرایی و موازنه‌سازی پیش‌گفته در سطح بیرونی، طالبان در روابط دوجانبه برای جبران تفاوت قدرت موجود بر اهرم‌سازی از تهدیدات موجود نیز تمرکزی ویژه داشته است و مهار این تهدیدات را به مثابه یک امتیاز قابل مبادله در روابط، بالاخص با همسایگان خود، مورد توجه قرار داده است. گروه‌های مختلف تروریستی، از «القاعده» گرفته تا «جماعت انصارالله» یا طالبان تاجیکستان، از «تحریک اسلامی ازبکستان» گرفته تا «جیش‌العدل»، در ولایت‌های مختلف افغانستان آزادانه تردد دارند و با استثنای «داعش خراسان»، تقریبا سایر گروه‌های تروریستی در سطحی از هماهنگی و تفاهم با طالبان به سر می‌برند. «ایمن الظواهری»، رهبر القاعده، هنگام ترور در قلب کابل به سر می‌برد. «مهدی ارسلان»، فرمانده طالبان تاجیکستان، و «قاری فرقان»، فرمانده «تحریک اسلامی ترکستان»، براساس گزارش‌ها در بدخشان حضور دارند. [14] علیرغم گفتگوها و درخواست‌های متعدد برای مقابله فعال با این گروه‌ها، به‌نظر می‌رسد که حفظ مدیریت‌شده این اهرم تهدید از سوی طالبان به‌عنوان رکن دیگر موازنه‌سازی در محیط منطقه‌ای تشخیص داده شده است. لازم به ذکر است که جنگ و تنش مداوم با پاکستان نیز تا اندازه زیادی متاثر از عدم مهار «تحریک طالبان پاکستان» تداوم داشته است و از این منظر،  پایداری و کارآیی این اهرم‌سازی در بلندمدت مورد سئوال و تردید جدی است.  

مدیریت تنش با آمریکا

طالبان با یک تحول ادراکی مهم وارد روند گفتگوهای صلح با آمریکا شدند. اینکه بازگشت آنها به قدرت، تنها از مسیر خروج کامل نیروهای آمریکایی و پایان پشتیبانی آمریکا از جمهوریت مقدور خواهد شد و برای دستیابی به قدرت در افغانستان، طالبان باید سطح تنش میان خود و آمریکا را مدیریت کنند. توافق دوحه و تضامین امنیتی ارائه شده از سوی طالبان درباره عدم حمله به منافع آمریکا مهم‌ترین گام در این مدیریت تنش به شمار می‌رفت. باید توجه داشت که علیرغم عدم برقراری روابط رسمی، طالبان به مذاکرات خود با آمریکا برای آزادسازی منابع یا کاهش تحریم‌ها علیه مقامات خود ادامه دادند[15] و کمک‌های بشردوستانه آمریکا در افغانستان تا بازگشت ترامپ به کاخ سفید ادامه یافت. از نیمه سال 2021 تا میانه سال 2025، ایالات متحده در قالب کمک‌های بشردوستانه و توسعه‌ای 3.8 میلیارد دلار به افغانستان منتقل نموده بود. [16] این مدیریت تنش پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید نیز به طرق دیگر، از قبیل آزادسازی شهروندان آمریکایی یا تعدیل مواضع ضدآمریکایی، از سوی طالبان دنبال شده است.  

سخن پایانی

طالبان در پنج‌ساله گذشته، علیرغم عدم پیشرفت جدی در دستیابی به شناسایی رسمی، به روابط خارجی خود حول سه محور کلیدی اهرم‌سازی ژئواکونومیک، موازنه‌سازی امنیتی و مدیریت تنش با آمریکا شکل و قوام بخشیده است. با این وجود، جمع‌پذیری و پایداری اقدامات طالبان در این سه محور در کنار یکدیگر در بلندمدت مشخص نیست. طالبان برای موفقیت در اهرم‌سازی ژئواکونومیک در نهایت نیازمند دستیابی به شناسایی رسمی است و برای دستیابی به شناسایی رسمی باید به بخشی از ملاحظات بازیگران خارجی پاسخ عملگرایانه دهد. این پاسخ عملگرایانه علاوه بر اینکه برای هویت جریان طالبان تعارضاتی در پی دارد، ممکن است به سلب ابزار موازنه‌سازی و جبران عدم‌تقارن قدرت طالبان با همسایگان نیز بینجامد. دیگر رکن موازنه‌سازی طالبان در محیط منطقه‌ای، به موجب اشتغال روسیه در جنگ اوکراین و محافظه‌کاری هند در قبال آمریکا، ظرفیت خلق معجزه نخواهد داشت. مدیریت‌پذیری این تناقضات در محورهای اصلی روابط خارجی طالبان تا حد زیادی وابسته به عدم تغییر در اولویت‌های بازیگران مهم در محیط منطقه‌ای هستند و قابلیت مانور طالبان در این حوزه با تغییر جدی اولویت‌ها به سرعت می‌تواند دستخوش تغییر و تحول شود.   

 

 

[1] Evolution of Taliban’s Foreign Policy: A Comparative Analysis of Taliban 1.0 & Taliban 2.0 - Mantraya Institute for Strategic Studies. (2024). In Mantraya Institute for Strategic Studies - Strategy, Innovation & Alternatives. https://miss.org.in/evolution-of-talibans-foreign-policy-a-comparative-analysis-of-taliban-1-0-taliban-2-0/

[2] Terrorist Groups in Afghanistan (2024). In Congress.gov. https://www.congress.gov/crs_external_products/IF/HTML/IF10604.web.html

[3] O’Donnell, L. (2026, August 17). The fragmentation of resistance in Afghanistan. The Lowy Institute; Lowy Institute. https://www.lowyinstitute.org/the-interpreter/the-fragmentation-of-resistance-in-afghanistan

[4] Saikal, A. (2026). The Taliban has brought Afghanistan close to collapse, but resistance is growing. https://doi.org/10.64628/aa.eev4jyxm6

[5] WIRES, N. (2024). Taliban sends its first delegation to a UN-led meeting in Qatar on Afghanistan. In France 24. FRANCE 24. https://www.france24.com/en/middle-east/20240630-taliban-sends-its-first-delegation-to-a-un-led-meeting-in-qatar-on-afghanistan

[6] Islomkhon Gafarov. (2025). Do the Taliban Have a Foreign Policy? In Thediplomat.com. The Diplomat. https://thediplomat.com/2025/08/do-the-taliban-have-a-foreign-policy/

[7] Shivam Shekhawat. (2026, July 21). An Assessment of the Taliban’s Foreign Policy. Orfonline.Org; OBSERVER RESEARCH FOUNDATION ( ORF ). https://www.orfonline.org/research/an-assessment-of-the-taliban-s-foreign-policy

[8] Sadia Sulaiman, D. (2026, June 17). Taliban s foreign policy. The Express Tribune. https://tribune.com.pk/story/2613514/talibans-foreign-policy

[9] Shivam Shekhawat. (2026, July 21). An Assessment of the Taliban’s Foreign Policy. Orfonline.Org; OBSERVER RESEARCH FOUNDATION ( ORF ). https://www.orfonline.org/research/an-assessment-of-the-taliban-s-foreign-policy

[10] Grossman, D. (2021, Jul 20). China and the Taliban Begin Their Romance. In Foreign Policy. Retrieved August 19, 2026, from https://foreignpolicy.com/2021/07/21/china-taliban-afghanistan-biden-troop-withdrawal-belt-road-geopolitics-strategy/

[11] Cafiero, G. (2026, August 12). When US left Afghanistan, China moved in. So how’s it going? Responsible Statecraft. https://responsiblestatecraft.org/afghanistan-china-taliban/

[12] Ramani, S. (2018, July 21). Why Has Russia Invited the Taliban to Moscow? Thediplomat.Com; The Diplomat. https://thediplomat.com/2018/07/why-has-russia-invited-the-taliban-to-moscow/

[13] شاه شرقی، ا. م. (مهر 1404). نزدیکی هند و طالبان؛  ریشه‌ها و انگیزه‌های تعامل. اندیشکده تهران: https://institutetehran.com/art/658

[14] اندیشکده تهران (آبان 1404). طالبان و گروه‌های تروریستی: مهار یا اهرم‌سازی؟. اندیشکده تهران: https://institutetehran.com/art/690

[15] Al Awsat, A. (2022, June 30). Taliban to Meet US on Releasing Frozen Afghan Funds after Quake. Aawsat.Com; الشرق الأوسط. https://english.aawsat.com/home/article/3732381/taliban-meet-us-releasing-frozen-afghan-funds-after-quake

[16] Thomas, C. (2025). Afghanistan: Background and U.S. policy in brief. In Congress.gov. https://www.congress.gov/crs-product/R45122


امیرمحسن شاه شرقی


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه