هفته گذشته، پیمان دفاعی مکه میان پاکستان، ترکیه و عربستان امضا شد. علاوه بر پرسش در مورد هدف این پیمان، باید بررسی کرد که این پیمان چه نسبتی با جایگاه و نفوذ آمریکا در منطقه دارد و آمریکا چگونه با آن مواجه خواهد شد؟ آمریکا برای دههها قدرت هژمون منطقه و تأمینکننده اصلی امنیت اعراب و اسرائیل بوده است. تاکنون مقامات آمریکایی در قبال این پیمان سکوت کردهاند که عجیب به نظر میرسد. یک پیمان دفاعی مستقل میان کشورهای منطقه میتواند روی کاغذ جایگاه آمریکا را به چالش بشکد، اما پیمان مکه در عمل نیز میتواند چنین کاری کند؟
پیمان مکه و اولویتهای منطقهای آمریکا
پیمان دفاعی پاکستان، ترکیه و عربستان در قبال موضوعات متعددی، از جمله اولویتها و دغدغههای آمریکا ابهام دارد. سند راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ به وضوح ثبات در عرضه نفت و گاز غرب آسیا را به عنوان مهمترین دغدغه منطقهای آمریکا معرفی میکند. حال مشخص نیست پیمان مکه دقیقاً چه موضعی در قبال این مسئله دارد. اولویت غرب آسیا و شمال آفریقا به طور نسبی و تدریجی در حال کاهش برای دستگاه سیاست خارجی آمریکا است و مسائل آمریکا در این منطقه به یکسری موارد مشخص (همچون نفت و گاز) محدود میشود. تا زمانی که این پیمان جهتگیری مشخصی در قبال این مسائل نداشته باشد، طبیعی است که با واکنش سکوت آمریکا مواجه شود.
یک پیمان با مخاطبی مجهول
هم ایران و هم اسرائیل میتوانند هدف بالقوه این پیمان دفاعی باشند؛ اما نمیتوان با قطعیت راجع به آن سخن گفت. قاعدتاً مخاطب پیمان هر یکی از این دو بازیگر باشد با واکنش متفاوت آمریکا همراه خواهد بود. اگر هدف پیمان ایجاد موازنه در برابر اسرائیل – به عنوان مهمترین متحد منطقهای آمریکا – باشد، آمریکا موضع مثبتی در قبال آن نخواهد داشت، هرچند به دلیل کاهش نسبی اهمیت اسرائیل در سیاست خارجی آمریکا، بعید است واشنگتن وارد یک تقابل جدی با اعضای پیمان شود.
اما اگر ایران منبع اصلی تهدید برای کشورهای عضو پیمان باشد، آمریکا با موازنه مذکور همکاری خواهد کرد. به نظر میرسد توافق عربستان با پاکستان و ترکیه، بیشتر پاسخ فوری به دغدغههای امنیتی ریاض در شرایط نااطمینانی نسبت به توان و تداوم چتر امنیتی آمریکا باشد تا مشخصکردن هدف پیمان. تا هنگامی که هدف پیمان مشخص نباشد، آمریکا موضعی منفعلانه در قبال آن اتخاذ کرده و نظارهگر آن خواهد بود.
افزون بر این، پیمان مذکور جایگاه نظامی و امنیتی آمریکا را نیز مورد خطر قرار نمیدهد؛ زیرا توانمندی نظامی ترکیه و پاکستان به مراتب کمتر از آمریکا است تا بتواند یک جایگزین امنیتی کامل برای عربستان باشد. به همین خاطر، آمریکا نگرانی اندکی بابت آثار این پیمان دارد، چه اینکه در گذشته نیز سابقه چنین توافقاتی میان متحدان آمریکا در منطقه وجود داشته است، همچون پیمان دفاعی میان اردن و مصر در دهه ۱۹۷۰ میلادی یا پیمان سنتو در دهه ۱۹۵۰. هرچند، این پیمان به لحاظ سیاسی از نفوذ آمریکا در منطقه خواهد کاست که مهمترین نمونه آن، کاهش انگیزه عربستان برای عادیسازی روابط با اسرائیل است.
دشمنان پیمان مکه در واشنگتن
اگرچه سیاستمداران آمریکا تاکنون در قبال پیمان مذکور سکوت اتخاذ کردهاند، اما اعضای پیمان دشمنان قدرتمندی در واشنگتن دارند. نومحافظهکاران طرفداران اسرائیل مدتهاست ترکیه را به دلیل افزایش تنش با تلآویو و پاکستان را به علت میانجیگری مذاکرات با ایران به شدت مورد انتقاد قرار میدهند. آنها از عملکرد ترامپ در حفظ روابط حسنه با این دو کشور راضی نیستند. به تازگی نیز نومحافظهکاران حملات خود را به عربستان افزایش دادهاند؛ زیرا معقتدند این کشور در جنگ با ایران همراهی کاملی با آمریکا و اسرائیل ندارد. چنین رویکرد سختگیرانهای در حزب دموکرات و بخش دیگری از حزب جمهوریخواه وجود ندارد، با این وجود، نومحافظهکاران تهدیدی جدی برای سرنوشت پیمان مکه هستند.
در مجموع، آمریکا رویکرد منفعلانهای را در قبال پیمان مکه اتخاذ کرده است. سکوت آمریکا ریشه در ابهام در اهداف پیمان و همچنین عدم تقابل با اولویتهای کنونی آمریکا در غرب آسیا دارد. به عبارت بهتر، احتمالاً آمریکا به جمعبندی مشخصی در خصوص پیمان مذکور نرسیده و قصد دارد نظارهگر تحولات آینده آن باشد. تجربه پیمانهای دفاعی متحدان منطقهای آمریکا نشان میدهد لزوماً پیمان مکه در تقابل با اهداف آمریکا میتواند نباشد و احتمال اندکی وجود دارد که به موقعیت نظامی و امنیتی آمریکا آسیب وارد کند.
0 دیدگاه