جنوب لبنان در روزهای اخیر شاهد تشدید بی‌سابقه حملات رژیم صهیونیستی بوده است. حملات هوایی و توپخانه‌ای گسترده به مناطق مسکونی در انصار و دیرالزهرانی، دست‌کم ۱۱ کشته و ده‌ها زخمی برجای گذاشته است.


هم‌زمان، نیروهای اسرائیلی عملیات‌های پاکسازی و بمباران تپه‌های راهبردی «علی‌الطاهر» را با هدف تصرف زمینی این منطقه و ایجاد یک حائل نظامی در جنوب لبنان ادامه می‌دهند. این تپه‌ها که حدود ۶۰۰ متر ارتفاع دارند، تسلط بی‌نظیری بر شهر نبطیه و شبکه راه‌های حیاتی منطقه فراهم می‌کنند و به همین دلیل، کلید سلطه بر جنوب لبنان محسوب می‌شوند.


جنگ به مثابه ابزار انتخابات


بر اساس اعلام حزب‌الله، تشدید حملات علیه غیرنظامیان و گسترش دامنه مناطق هدف، «بیانگر خواست و اراده نتانیاهو برای تشدید جنگ در جنوب لبنان بعد از ایران به منظور تقویت جایگاه سیاسی داخلی، خدمت به اهداف انتخاباتی و جلب رضایت راست‌گرایان افراطی» است. این تحلیل با واقعیت‌های عرصه سیاسی اسرائیل نیز همخوانی دارد.


کارزار انتخاباتی کنست برای اکتبر ۲۰۲۶ آغاز شده و نتانیاهو در موقعیت شکننده‌ای قرار دارد. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که ائتلاف حاکم تحت رهبری حزب لیکود وضعیت خوبی ندارد. نتانیاهو که پرونده فسادش نیز بار دیگر گشوده شده، نیازمند پیروزی نظامی برای بهبود جایگاه خود است. کارشناسان معتقدند که جنگ با ایران و لبنان می‌تواند پایگاه رای‌دهندگان را به نفع او تغییر دهد و از ناکامی‌های ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بکاهد. همچنین فشارهای داخلی از سوی وزرای افراطی مانند ایتامار بن‌گویر و بزالل اسموتریچ برای تشدید جنگ، نتانیاهو را تحت فشار قرار داده است. این وزرا خواستار حملات گسترده به بیروت و تصرف منطقه زهرانی هستند.


جنوب لبنان؛ میدان معادله‌سازی انتخاباتی


جنوب لبنان به عرصه‌ای برای حل معادلات سیاسی داخلی اسرائیل بدل شده است. شهادت بیش از ۴۰۰۰ لبنانی و آوارگی بیش از یک میلیون نفر از مارس ۲۰۲۶، بهایی است که مردم لبنان برای رقابت‌های انتخاباتی کنست می‌پردازند. در حالی که دولت لبنان در انفعال به سر می‌برد، حملات روزانه به روستاها و تپه‌های علی‌الطاهر، تصویری از یک جنگ نیابتی را ترسیم می‌کند که در آن، سرنوشت لبنان در گرو صندوق‌های رأی یک کشور اشغالگر رقم می‌خورد.


دولت لبنان؛ میان دو گزینه دشوار


در برابر این تهاجم گسترده، دولت لبنان به رهبری رئیس‌جمهور جوزاف عون و نخست‌وزیر نواف سلام، بر پایبندی خود به «توافق چارچوب» و تداوم حضور نیروهای «یونیفیل» در جنوب به عنوان ضامن ثبات، تأکید کرده است. در اقدامی قابل‌توجه، ۸۶ نماینده مجلس با امضای طوماری خواستار تمدید مأموریت این نیروهای بین‌المللی شدند و بر نقش آن‌ها در بازگشت آوارگان و جلوگیری از خلأ امنیتی صحه گذاشتند. جوزاف عون در دیدار با مقامات آمریکایی، بر پایبندی واشنگتن به اجرای این توافق تأکید کرده است.


با این حال، عملکرد جبهه رسمی دولت، نشان از ناتوانی آن در حفاظت از حاکمیت ملی دارد؛ جایی که نخست‌وزیر حملات را «بسیار خطرناک» توصیف می‌کند، اما از ارائه اقدامات عملی و بازدارنده عاجز است. در موضعی متفاوت، حزب‌الله بر این باور است که ادامه «دویدن در پی مذاکرات تحقیرآمیز» تحت هدایت آمریکایی که پوششی برای جنایات صهیونیست‌هاست، راهبردی شکست‌خورده بوده و تأکید کرده است که حملات دشمن در هر سطحی، پاسخی متناسب در راه دفاع از لبنان دریافت خواهد کرد. این شکاف میان موضع رسمی دولت و رویکرد حزب‌الله، نشان‌دهنده نبود راهبرد ملی واحد در برابر تجاوزات است.


لبنان بر لبه پرتگاه جنگ با اسرائیل


صحنه امروز جنوب لبنان، تمامی نشانه‌های یک جنگ تمام‌عیار را در خود دارد؛ حملات روزانه، شهدا و مجروحان بسیار، و تخریب سیستماتیک خانه‌ها و زیرساخت‌ها، تصویری هشداردهنده از آینده‌ای بسیار تاریک را ترسیم می‌کند. تحرکات زمینی نیروهای اشغالگر در شرق الخیام و عملیات‌های گسترده پاکسازی در چندین روستا، همراه با ادامه بمباران‌های هوایی و توپخانه‌ای علیه تپه‌های علی‌الطاهر، نشان از عزم جدی دشمن برای تداوم این درگیری‌ها دارد. اسرائیل از سیاست حمله، تصرف و تخریب جلو می‌رود.


این فعالیت‌های نظامی گسترده، که با گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای مبنی بر آمادگی ارتش صهیونیستی برای چندین روز نبرد سنگین همراه شده، لبنان را در یکی از حساسترین و خطرناک‌ترین مقاطع تاریخ خود قرار داده است. آنچه امروز در جنوب جریان دارد، صرفاً یک درگیری مرزی نیست، بلکه جنگی تمام‌عیار برای تحمیل نظم جدیدی بر منطقه است که آینده کل لبنان را تحت‌الشعاع قرار خواهد داد.


محمد علی حسن نیا


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه