قرقیزستان در پایان ماه گذشته میلادی، در قالب سازوکار مشورتی آسیای مرکزی میزبان رهبران پنج جمهوری آسیای مرکزی و الهام علیف، رئیس‌جمهور آذربایجان بود و در پایان این نشست بیانیه‌ای نیز با عنوان بیانیه «چولپون-آتا» توسط رهبران شش کشور به امضاء رسید. سازوکار مشورتی آسیای مرکزی موسوم به C5 در نوامبر سال گذشته با پذیرش رسمی آذربایجان در واقع به C6 مبدل شد. در نگاه اول، همکاری و تعامل جمهوری‌های پنج‌گانه آسیای مرکزی با آذربایجان در قالب سازوکارهای چندجانبه اتفاق خارق‌العاده‌ای محسوب نمی‌شود و سابقه بسیاری دارد. با این وجود، پذیرش آذربایجان به عنوان عضو -و نه صرفا شریک- توسط کشورهای آسیای مرکزی در این سازوکار مشورتی منحصر را باید امتیازی دیپلماتیک دانست که در ازای نقشی ویژه در ابتکارات کریدوری و توسعه‌ای به آذربایجان اعطا شده است.


نقش آذربایجان در کریدور میانی

موقعیت جغرافیایی ویژه آذربایجان در ابتکارات کریدوری و حمل‌ونقل منطقه‌ای مهم‌ترین عامل افزایش نقش این کشور در معادلات اقتصادی و توسعه‌ای آسیای مرکزی است. کریدور میانی (ترانس‌کاسپین) به‌عنوان مسیری برای اتصال چین، آسیای مرکزی، قفقاز، آناتولی و اروپا (بدون نیاز به ایران یا روسیه) علیرغم محدودیت‌های ناشی از تغییر مدل حمل، رشد ترافیک پنج برابری را ظرف کمتر از هفت سال تجربه کرده است و بالاخص پس از جنگ اوکراین، در زمره اولویت‌های راهبردی بسیاری از بازیگران، از جمله آمریکا، گنجانده شده است. نامگذاری صندوق دولتی آمریکا برای توسعه کریدور زنگه‌زور یا تریپ (در ادامه کریدور میانی) با عنوان «صندوق سرمایه‌گذاری ترانس‌کاسپین» می‌تواند نمادی از اهمیت فزاینده کریدور میانی برای آمریکا تلقی شود.


در این کریدور، قلمروی آذربایجان موقعیتی بی‌بدیل دارد و تنها مدخل قابل استفاده در غرب دریای خزر به حساب می‌رود. نقش آذربایجان در این کریدور منحصر به مزیت جغرافیایی نیست و این کشور، در میان بازیگران کریدور میانی، بزرگترین ناوگان تجاری و تخصصی را بر پهنه خزر در اختیار دارد و قصد دارد بندر باکو را در فازهای بعدی توسعه به بزرگترین بندر دریای خزر تبدیل کند. برای صادرکنندگان انرژی در شرق دریای خزر، شبکه وسیع خطوط لوله موجود و در دست احداث آذربایجان مسیری مناسب برای تنوع‌بخشی به مقاصد صادراتی و دسترسی به بازارهای جدید (بالاخص بازارهای اروپایی) به حساب می‌آید که طرح‌های بلندپروازانه‌ای نیز برای احداث خط لوله بر بستر دریای خزر وجود دارد.


شرکت‌های آذری و توسعه در آسیای مرکزی

در سال‌های اخیر توانمندی شرکت‌ها و هلدینگ‌های وابسته به دولت آذربایجان برای پیشبرد پروژه‌های بین‌المللی افزایش چشمگیری داشته و آذربایجان به اتکای منابع انباشته درآمدی و دسترسی مناسب فناورانه، به یک شریک توسعه‌ای مناسب برای جمهوری‌های آسیای مرکزی مبدل شده است.


فعالیت بین‌المللی شرکت ملی نفت آذربایجان، به اختصار «سوکار»، در گذشته بیشتر بر حوزه میان‌دستی و پایین‌دستی نفت و گاز تمرکز داشت و اغلب دارایی‌های خارجی این شرکت در محیط قفقاز، آناتولی یا اروپا متمرکز بود. در سال‌های اخیر اما «سوکار» به حوزه بالادست نفت و گاز در آسیای مرکزی علاقه‌مندی ویژه نشان داده است و برای اکتشاف میدان فراساحلی «دوستی» با ترکمنستان و اکتشاف در فلات «اوستیورت» ازبکستان به توافق رسیده است.


در صنایع پایین‌دست نفت و گاز نیز، تاجیکستان در نشست اخیر C6 پیشنهاد تاسیس پالایشگاه‌های مشترک را ارائه کرده که در صورت عملیاتی شدن، نقش‌آفرینی «سوکار» در آن حتمی خواهد بود. نمونه‌های دیگر نقش‌آفرینی توسعه‌ای آذربایجان را می‌توان در ورود شرکت معدنی «آذرگلد» به حوزه معادن و منابع کمیاب ازبکستان و محوریت «آذرانرژی» در تشکیل «اتحاد کریدور سبز» برای توسعه انرژی‌های پاک با قزاقستان و ازبکستان مشاهده نمود.


جمع‌بندی

ادغام شرق و غرب دریای خزر (آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی) در گذر زمان در قالب‌های مختلف همکاری چندجانبه دنبال شده است که ایجاد سازمان دولت‌های ترک با محوریت ترکیه متاخرترین نمونه آن محسوب می‌شد. سازمان دولت‌های ترک بستر مناسبی برای ادغام دو سمت دریای خزر به حساب نمی‌رفت. ترکمنستان در راستای سیاست بی‌طرفی خود به عضویت ناظر در این سازوکار بسنده کرد و تاجیکستان به موجب هویت غیرترک از مشارکت در آن سرباز زد. علاوه بر این، سایه امیال و اهداف منطقه‌ای ترکیه بر این سازمان آشکارا سنگینی می‌کرد. حضور آذربایجان در این سازوکار غیرهویتی و جغرافیامحور با توجه به نقش ویژه این کشور در کریدور میانی و افزایش سهم شرکت‌های آذری در ابتکارات توسعه‌ای آسیای مرکزی می‌تواند بازدهی به مراتب بیشتری در این ادغام (و حتی پیشبرد غیرمستقیم اهداف منطقه‌ای ترکیه) داشته باشد.


اندیشکده تهران


0 دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه