مهمترین رابطه دوجانبه جهان، به شکلهای عمیق و پایدار تغییر کرده است. چین بهتدریج اختیار این را به دست آورده که آیا و چگونه ایالات متحده تدابیر امنیت ملی خود مانند کنترل صادرات را اجرا کند. تغییرات ظاهری در شیوه دیپلماسی آمریکا با چین، به پکن امکان داده تا در کسب امتیازات سیاستهای کلیدی، دست بالا را پیدا کند. واشنگتن نیز دیپلماسی خود با پکن را از تلاش برای رقابت بر سر نفوذ جهانی جدا کرده که نتیجهاش، کماهمیت شدن مسائل استراتژیک حیاتی و امکان سوءاستفاده چین از ظاهر آشتی آمریکا و چین بوده است. وقتی ترامپ این هفته با شی در پکن دیدار کند، بعید است به دستاوردهای سیاستی عمدهای دست یابند.
وتوی جدید پکن
چین از جنگ تجاری ۲۰۲۵ با موقعیت نسبی قدرت خارج شد. وقتی تنشها در اوایل ۲۰۲۵ بالا گرفت، استراتژیستهای پکن استدلال کردند که اختلالات به چین آسیب میزند، اما به ایالات متحده آسیب بیشتری خواهد زد. همانطور که پیشبینی شده بود، پس از اینکه پکن صادرات عناصر کمیاب خاکی و مواد معدنی حیاتی را مسدود کرد و حیات تولیدات آمریکایی را تهدید کرد، دولت ترامپ سریعاً به دنبال راه خروج از جنگ تجاریای بود که خود آغاز کرده بود. مقامات چینی دیدند که پیشبینیهایشان تأیید شده است.
پس از جنگ تجاری، هر دو طرف بر وظیفه ظاهراً فنی «باز کردن» آسیببارترین اقدامات تلافیجویانه تمرکز کردند. ایالات متحده نگرانیهای ساختاری خود درباره سیاستهای غیربازاری چین و عدم تعادل تجاری ناشی از آن — که تعرفهها قرار بود حل کنند — را کنار گذاشت. اما توافق نهایی که در اکتبر ۲۰۲۵ در نشست بوسان کره جنوبی توسط ترامپ و شی تأیید شد، همچنان تغییرات مهمی در ماهیت روابط دو کشور را نشان میداد. چین کنترلهای گسترده خود بر عناصر کمیاب خاکی و مواد معدنی را متوقف کرد. در مقابل، واشنگتن به پکن یک وتوی مؤثر بر این داد که آیا و چگونه ایالات متحده خود را از برخی تهدیدات امنیت ملی حفاظت کند.
در چارچوب این معامله، آمریکا مقررات جدیدی را که قرار بود کنترل صادرات را به شرکتهای تابعه نهادهای تحریمشده گسترش دهد، پس گرفت و بدین ترتیب روزنهای را بست که برای دور زدن ممنوعیت فروش نیمههادیهای پیشرفته به چین استفاده میشد. در یک حرکت، پکن اختیار درجه اجرای تمام تدابیر امنیت ملی موجود آمریکا که بر پایه کنترل صادرات بودند — چه متوجه چین باشند یا نه — را به دست آورد. علاوه بر این، ایالات متحده موافقت کرد که کنترلهای صادراتی جدیدی را که به طور خاص نهادهای چینی را هدف قرار دهد، اعمال نکند. چنین معاملهای یک سال پیش غیرقابل تصور بود.
ظاهر بر محتوا
آمادهسازیها برای نشست قریبالوقوع رهبران دو کشور، تغییرات مهم دیگری در روابط ایالات متحده و چین را آشکار میکند. در گذشته، دیپلماتهای چینی بیشتر بر جو و نمادها تمرکز داشتند، در حالی که مقامات آمریکایی بر اهداف سیاستی مشخص تأکید میکردند. این تفاوتها به مذاکرات موفق کمک میکرد. حالا این نقشها معکوس شده است. واشنگتن باید به خواسته اصلی ترامپ برای روابط گرم با شی جامه عمل بپوشاند. در پاسخ، پکن فرصت بینظیری میبیند تا با استفاده از دفترچه راهنمای آمریکایی، ظاهر را با محتوا معامله کند و امتیازات مورد نظر خود را بهویژه در اولویت استراتژیک تایوان بگیرد.
چین از ظاهر آشتی با آمریکا به عنوان ابزاری قدرتمند برای گسترش نفوذ خود و کاهش اعتماد به ایالات متحده استفاده کرده است. این توضیح میدهد چرا پکن اینقدر اصرار دارد که ترامپ در نشست پیشرو در مورد تایوان امتیازات لفظی بدهد — مثلاً بگوید آمریکا «مخالف» استقلال تایوان است (به جای موضع همیشگی «عدم حمایت»). این زبان میتواند اعتماد مردم و سیاستمداران تایوان به آمریکا را تضعیف کند.
انتخاب ناخوشایند
این تغییرات ساختاری و ظاهری، قدرت بیشتری به پکن در رابطه دوجانبه بخشیده است. با این حال، اقدامات واشنگتن همیشه با پیامهای سازشجویانهاش همخوانی ندارد. حتی در حالی که دولت ترامپ از «مشارکت گروه دو» جشن میگیرد، فعالیت نظامی آمریکا در اطراف تایوان و دریای جنوب چین همچنان قوی است. این شکاف بین گفتار و عمل، خطر سوءتفاهم، محاسبات اشتباه و تشدید ناخواسته را افزایش میدهد. با افزایش اعتمادبهنفس پکن، ممکن است جسورتر در منطقه هند و اقیانوس آرام عمل کند. این امر آمریکا را مجبور به انتخاب ناخوشایند میکند: عقبنشینی و به خطر انداختن ثبات دوجانبه، یا بیتفاوتی و اجازه فرسایش منافع حیاتی.
منبع: فارن افرز
0 دیدگاه