نقشه نتانیاهو بیش از آنکه یک سند راهبردی باشد، یک ابزار سیاسی برای مصرف داخلی و بین‌المللی است. انتشار آن در آستانه انتخابات اسرائیل و در زمانی که احتمال بالای شکست نتانیاهو در نظرسنجی‌ها مشهود است، نشان می‌دهد که این نقشه بیشتر برای «فضاسازی» و «ترساندن» طراحی شده تا برای اجرای عملیاتی.


بر اساس نقشه امنیتی که نتانیاهو در اکتبر ۲۰۲۶ رونمایی کرد، او منطقه را به سه محور رقیب تقسیم‌بندی کرده است. این نقشه در واقع نسخه‌ای از یک نمودار پژوهشی است که پیش‌تر توسط بنیاد فردریش ابرت منتشر شده بود و نتانیاهو آن را به‌عنوان تصویری از «فرصت‌های ائتلاف جدید» به کار گرفت. دسته بندی آن شامل:


۱. هلال مقاومت شیعی (محور ایران): این محور در نقشه با رنگ قرمز مشخص شده و هسته مرکزی آن ایران است. حزب‌الله لبنان، یمن، حماس و گروه‌های مقاومت عراقی در این دسته قرار می‌گیرند . نتانیاهو این محور را تهدید اصلی و موجودیتی اسرائیل معرفی می‌کند و می گوید اکنون در نبرد نهایی با آنهاست.


۲. محور«سنی سنتی»: در نقشه نتانیاهو، این محور با عنوان «الماسة السنیة» (الماس سنی) شناخته می‌شود و چهار کشور ترکیه، عربستان سعودی، مصر و پاکستان را در بر می‌گیرد. باید توجه داشت که پیمان مکه(بین ترکیه، عربستان و پاکستان) هنوز یک ائتلاف نظامی عملیاتی مشابه ناتو نیست و بیشتر یک چارچوب همکاری امنیتی با اهداف متفاوت برای هر عضو است . نکته کلیدی اینجاست که نتانیاهو این محور را نیز به‌عنوان یک «چالش» معرفی می‌کند، نه شریک. او به‌طور مشخص به محور مرتبط با ترکیه و اخوان‌المسلمین اشاره کرده و آن را در کنار محور شیعی به‌عنوان یکی از دو چالش منطقه‌ای اصلی برشمرده است . این نشان می‌دهد که اسرائیل حتی با کشورهای سنی که با آن‌ها رابطه دیپلماتیک دارد (مانند مصر و اردن که در این نقشه در دسته «دوستان» محور سنی قرار گرفته‌اند، نه اعضای ائتلاف با اسرائیل) نیز احساس همسویی کامل ندارد.


۳. محور سوم (اتحاد شش‌ضلعی): این محور هسته اصلی مورد نظر نتانیاهو است و شامل اسرائیل، امارات، بحرین، قبرس، یونان و هند می‌شود. در این نقشه شورای انتقالی جنوبی و سومالی‌لند نیز به‌عنوان «دوستان» یا «نیروهای همسو» با این محور دسته‌بندی شده‌اند و نه به عنوان اعضای رسمی ائتلاف . همچنین آذربایجان و اتیوپی نیز در زمره کشورهای دوست این محور قرار دارند . این محور در واقع تلاش اسرائیل برای بازتعریف موقعیت خود از یک بازیگر منزوی در خاورمیانه به محور یک شبکه ائتلافی فرا-منطقه‌ای است که از مدیترانه شرقی تا آسیای جنوبی امتداد می‌یابد.


تقابل و تنش‌های درون و بین این محورها


تحلیل نتانیاهو بر یک منطق رقابت سه‌گانه استوار است، اما این رقابت ساده نیست:•تنش محور سنی با محور عربی-عبری: این محورها در ظاهر دشمن یکدیگر نیستند، اما منافعشان متفاوت است. مصر و عربستان که در محور سنی قرار گرفته‌اند، در عمل شریک‌های امنیتی اسرائیل هستند، اما نتانیاهو آن‌ها را در بلوک رقیب قرار داده است. این تصمیم او نشان‌دهنده نارضایتی اسرائیل از این است که این کشورها حاضر نیستند علناً در یک ائتلاف ضدایرانی به رهبری اسرائیل قرار بگیرند . از سوی دیگر، ترکیه به‌عنوان عضو کلیدی محور سنی، توسط نتانیاهو و دیگر مقامات اسرائیلی به‌عنوان «ایران جدید» و تهدیدی برای اسرائیل توصیف می‌شود.


•تنش درون محور عربی-عبری: امارات به‌عنوان شریک اصلی اسرائیل در این محور، در عمل روابط گسترده‌ای با گروه‌های جدایی‌طلب دارد (شورای انتقالی جنوبی در یمن، نیروهای حفتر در لیبی، سومالی‌لند) که این گروه‌ها در نقشه نتانیاهو به‌عنوان «دوستان» محور اسرائیل-امارات معرفی شده‌اند . اما این گروه‌ها در عمل با دولت‌های مرکزی کشورهای خود (یمن، لیبی، سومالی) درگیرند که برخی از آن‌ها در محور سنی قرار گرفته‌اند. این یک تناقض درونی در نقشه است: اسرائیل و امارات از گروه‌هایی حمایت می‌کنند که ثبات کشورهای همسو با محور سنی را تضعیف می‌کنند.


•تنش محور شیعی با هر دو محور دیگر: نتانیاهو محور شیعی را دشمن اصلی می‌داند، اما هم محور سنی و هم محور عربی-عبری را نیز به نوعی رقیب می‌بیند. این به معنای آن است که اسرائیل در عمل با یک دوراهی مواجه است: از یک سو نمی‌تواند بدون همکاری کشورهای سنی (مصر، اردن، عربستان) علیه ایران عمل کند، و از سوی دیگر نمی‌خواهد این کشورها را به‌عنوان شریک برابر در یک نظم منطقه‌ای جدید به رسمیت بشناسد.


ارزیابی

نقشه نتانیاهو بیش از آنکه یک سند راهبردی باشد، یک ابزار سیاسی برای مصرف داخلی و بین‌المللی است. انتشار آن در آستانه انتخابات اسرائیل و در زمانی که احتمال بالای شکست نتانیاهو در نظرسنجی‌ها مشهود است، نشان می‌دهد که این نقشه بیشتر برای «فضاسازی» و «ترساندن» طراحی شده تا برای اجرای عملیاتی. آنچه مسلم است این است که نتانیاهو با این نقشه، اسرائیل را نه به‌عنوان بخشی از خاورمیانه، بلکه به‌عنوان رهبر یک ائتلاف فرا-منطقه‌ای در برابر «تهدیدات» مشترک معرفی می‌کند؛ روایتی که خود نیازمند بازبینی انتقادی است.


م
نویسنده محمد علی حسن نیا
همه‌ی نوشته‌ها

۰ دیدگاه

logo

ارسال دیدگاه