مقدمه
آمریکا و اسرائیل در آستانه برگزاری دو انتخابات مهم قرار دارند؛ انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در سوم نوامبر (12 آبان) و انتخابات کنست اسرائیل در ۲۷ اکتبر (5 آبان) برگزار خواهد شد. با این حال، نزدیکی به این دو رویداد انتخاباتی لزوماً به معنای منتفیشدن احتمال حمله به ایران نیست. در شرایط کنونی، تصمیمگیری درباره اقدام نظامی میتواند تحت تأثیر محاسبات انتخاباتی، ارزیابی رهبران دو کشور از شرایط منطقه و برداشت آنها از وضعیت ایران برای ورود به دور تازهای از درگیری قرار گیرد.
چالش پیش روی ایران تنها احتمال اقدام نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل نیست، بلکه امکان حمله مستقل هر یک از این دو کشور نیز مطرح است. ترامپ و نتانیاهو ممکن است با توجه به اهداف و محاسبات متفاوت و یکسان خود، به این نتیجه برسند که اقدام نظامی در مقطع کنونی ضروری است یا میتواند دستاوردهای راهبردی و سیاسی به همراه داشته باشد. افزون بر این، امکان دارد ارزیابی آنها این باشد که ایران احتمال حمله پیش از انتخابات را پایین میداند و بخواهند از عنصر غافلگیری استفاده کنند. از سوی دیگر، تشدید تحرکات نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا، در کنار تداوم تنشها، بر نگرانیها درباره احتمال آغاز دور سوم درگیریها افزوده است؛ هرچند افزایش حضور نظامی بهتنهایی به معنای قطعیبودن تصمیم برای حمله نیست.
گزارش حاضر میکوشد با بررسی متغیرهای مختلف مؤثر بر تصمیمگیری واشنگتن و تلآویو، مشخص کند تحت چه شرایطی احتمال حمله مجدد به ایران افزایش مییابد. در این چارچوب، سناریوهای اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل بررسی میشود تا روشن شود چه عواملی میتوانند ترامپ و نتانیاهو را به سمت آغاز درگیری سوق دهند.
1. تحرکات نظامی آمریکا و اسرائیل در ماه اکتبر
در ماه اکتبر، ارتش آمریکا تحرکات نظامی قابل توجهی را در اروپا و غرب آسیا انجام داده است. در وهله نخست، نشانههایی از کاهش حضور نظامی آمریکا دیده میشد که مهمتری مثال آن، خروج تعداد قابل توجهی از بمبافکنها از پایگاه فیرفورد بریتانیا بود. با توجه به بازگشت ناوگروه آبراهام لینکلن به آمریکا و استراحت چندروزه ناوگروه بوش در تایلند، در این بازه زمانی احتمال حمله به کمترین میزان خود رسید. با این وجود، از هفتم اکتبر، مجدداً نشانههایی مبنی بر افزایش تحرکات نظامی آمریکا دیده میشود.
بازگشت دو فروند هواپیمای جنگ الکترونیک EA-37B به پایگاه چانیا در جزیره کرت در روزهای ۷ و ۸ اکتبر، پس از عزیمت آنها به آمریکا در ابتدای ماه، از مهمترین این تحرکات بود. همزمان، جابهجایی هواپیماهای شناسایی RC-135 و گشت دریایی P-8 میان پایگاههای عربستان، یونان، اسپانیا و ایسلند، در کنار تداوم استقرار شش فروند E-3G و احتمال اعزام یک فروند E-3 دیگر به غرب آسیا، نشاندهنده حفظ ظرفیتهای شناسایی، هشدار زودهنگام و پشتیبانی عملیاتی آمریکا بود. بازگشت ۱۱ فروند هواپیمای سوخترسان به پایگاههای اروپایی نیز میتوانست نشانهای از تقویت زیرساختهای لازم برای اجرای عملیات هوایی گسترده باشد.
این تحرکات با گزارشهای سیاسی و نظامی درباره احتمال حمله مجدد به ایران همزمان بود. در ۷ اکتبر، نشریه آتلانتیک گزارش داد که کاخ سفید از پنتاگون خواسته است گزینههای حمله به ایران را پیش از انتخابات میاندورهای آماده کند. همچنین طبق گزارش منتسب به اکسیوس، پنتاگون به فرماندهی مرکزی آمریکا دستور داده بود آمادهسازیهای لازم برای ازسرگیری عملیات گسترده را تکمیل کند. بر اساس این گزارشها، اهداف احتمالی حملات میتوانست تأسیسات انرژی، زیرساختهای حیاتی و مراکز هستهای ایران را شامل شود. همزمانی این گزارشها با افزایش تحرک هواپیماهای پشتیبانی و شناسایی، احتمال ارتباط میان جابهجاییهای نظامی و برنامهریزی برای یک عملیات جدید را تقویت میکرد.
در بازه ۱۱ تا ۱۸ اکتبر، مهمترین تحول در حوزه تقویت ظرفیت سوخترسانی هوایی آمریکا مشاهده شد. در ۱۴ اکتبر، مجموع ۱۹۰ فروند هواپیمای سوخترسان آمریکایی در محدوده فرماندهی مرکزی و اروپا شمارش شد که نسبت به ۲۶ سپتامبر ۲۱ فروند افزایش داشت. از این تعداد، حدود ۹۹ فروند در پایگاههای نزدیکتر به ایران، شامل اسرائیل، قطر، عربستان و امارات، و حدود ۹۰ فروند در پایگاههای اروپایی مستقر بودند. بازگشت نزدیک به دو دوجین سوخترسان به اروپا طی یک هفته نیز نشان میداد که کاهش ظرفیت پشتیبانی هوایی در اوایل سپتامبر تا حد زیادی جبران شده است. این تمرکز قابلتوجه هواپیماهای سوخترسان، بهویژه در پایگاههای نزدیک ایران، از منظر عملیاتی اهمیت داشت؛ زیرا اجرای حملات هوایی گسترده و طولانیمدت به ظرفیت بالای سوخترسانی وابسته است.
اسرائیل نیز تحرکات متعددی داشته است. ارتش اسرائیل در منطقه ایلات و در نزدیک مرز با اردن، رزمایشی برای مقابله با حملات زمینی، دریایی و هوایی برگزار کرد. همچنین در این رزمایش، برنامههایی جهت مقابله با اقدامات و سناریوهای احتمالی حملات دشمنان از جبهات مختلف طراحی و تمرین شد. همچنین بنابر گزارش رسانههای اسرائيلی، در تاریخ ۱۳ مهر، ارتش رژیم اشغالگر برای حمله نظامی احتمالی به ایران آماده شد. گزارش شده است در این تاریخ، نیروی هوایی رژیم اسرائيل سناریوهای حمله به ایران با کمک آمریکا و یا به صورت مستقل را تمرین و شبیهسازی کرد.
ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی، در پی برگزاری نشست ارزیابی وضعیت امنیتی و در چارچوب آمادگی برای انتخابات کنست، دستور افزایش سطح آماده باش نیروها در تمامی جبههها را صادر کرد. بر اساس تصمیم زامیر، از روز پنجشنبه آینده خروج نظامیان از تمامی پایگاهها و یگانهای ارتش ممنوع و مرخصی آنان متوقف خواهد شد. در کرانه باختری نیز یک فرماندهی تیپ اضافی به منطقه میان کرانه باختری و قدس اشغالی اعزام میشود و حضور نیروها در قدس و در امتداد حصار امنیتی افزایش خواهد یافت.
2. انگیزههای احتمالی در تصمیم حمله به ایران پیش از انتخابات
1.2. انگیزههای ترامپ:
تحلیل متعارف این است که نزدیکی ترامپ به انتخابات کنگره، او را از حمله به ایران باز میدارد؛ زیرا او نگران است که چنین حملهای منجر به شکست جمهوریخواهان در انتخابات شود. در چارچوب این تحلیل، اگرچه شکست جمهوریخواهان در انتخابات مجلس نمایندگان اجتنابناپذیر است؛ اما این حزب همچنان برای حفظ اکثریت سنا شانس دارد. اما نکات و ملاحظات این روایت متعارف را به چالش میکشد.
1.1.2. ترامپ به این نتیجه برسد که نخواهد توانست جمهوریخواهان را در سنا به پیروزی برساند.
شواهد و قرائن این موضوع را رد نمیکنند. جمهوریخواهان نهتنها در ایالتهای معمولاً چرخشی از دموکراتها عقبتر هستند، بلکه برخی از ایالتهای سابقاً جمهوریخواه و به شدت محافظهکار نیز چرخشی و رقابتی شدهاند. فاصله دموکراتها نیز با جمهوریخواه افزیش یافته است.
2.1.2. ارزیابی آمریکا از فعالیتهای هستهای ایران
در سه ماه گذشته، گزارشهای متعددی در رسانهها و اندیشکدههای آمریکایی در خصوص برنامه هستهای ایران منتشر شده است. به عنوان نمونه، در تیرماه امسال، سیانان به نقل از منابع امنیتی اسرائیلی گزارش کرد که ممکن است بخشی از ذخایر اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی ایران به تأسیسات زیرزمینی کوه کلنگگزلا منتقل شده باشد. طبق گزارشات دیگر، نتانیاهو در اخرین سفر خود به واشنگتن کوشید مجدداً توجه ترامپ را نسبت به فعالیتهای هستهای در اطراف کوه کلنگ و نطنز جلب کند. در یک ماه گذشته، اندیشکده آمریکایی مؤسسه علم و امنیت بینالمللی در گزارشهای متعدد به فعالیت ایران در سایتهای طالقان 2 و سایتی در شمال شرقی تهران (نزیک جاده سوهانک) اشاره کرده است. احتمال میرود ارزیابی نهایی دولت آمریکا این باشد که ایران درصدد آغاز مجدد غنیسازی یا حتی حرکت به سمت ساخت سلاح باشد و به همین خاطر دست به اقدام نظامی بزند.
3.1.2. کاهش تردد کشتیها در مسیر جنوبی تنگه هرمز
ترامپ نگران است که در آستانه انتخابات بازار جهانی نفت آشفته شود و قیمت سوخت بالاتر برود. مطابق تحلیلهای متعارف این میتواند عاملی باشد که از اقدام نظام آمریکا جلوگیری کند؛ اما اگر ایران موفق به انسداد مسیر جنوبی شود، میتواند ترامپ را به سمت درگیری نظامی مجدد سوق دهد؛ زیرا ترامپ هر تلاشی خواهد کرد تا بازار نفت را آرام نگه دارد. در یک ماه گذشته، آمار حملات ایران به مسیر جنوبی افزایش یافته که منجر به کاهش چشمگیر کشتیهای عبورکننده و افزایش قیمت نفت برنت (بیش از 110 دلار در هر بشکه) و قیمت تحویل نفت فیزیکی (بیش از 150 دلار در هر بشکه) شده است. طبق اعلام وزارت انرژی آمریکا در 29 سپتامبر، دولت قصد دارد حداکثر ۴۰ میلیون بشکه نفت خام را از ذخایر راهبردی (SPR) در قالب قراردادهای مبادلهای در اختیار شرکتها قرار دهد. اگرچه این اقدام بخشی از تعهد قبلی آمریکا برای عرضه مجموعاً ۱۷۲ میلیون بشکه نفت در چارچوب توافق هماهنگ با آژانس بینالمللی انرژی بود؛ اما نشان میدهد ذخایر راهبردی آمریکا تحت فشار است و به حداقل سطح قانونی خود نزدیک میشود. به همین دلایل، ترامپ ممکن است دست به حملات هوایی برای سرکوب توانمندی موشکی و پهپادی ایران بزند.
شاخص UESPI که میزان فشار بر ساختار انرژی آمریکا را در هشت مؤلفه اندازهگیری میکند، در اکتبر ۲۰۲۶ به ۵۱٫۶۱ رسید که نسبت به ماه سپتامبر ۴٫۱۵ واحد کاهش نشان میدهد. مهمترین دلیل این افت، کاهش فشار بر بخش پالایش بود؛ بهطوریکه با آغاز تعمیرات پاییزی پالایشگاهها و عبور از اوج مصرف تابستان، نرخ بهرهبرداری از پالایشگاهها از ۹۷٫۶ به ۹۲٫۷ درصد کاهش یافت و امتیاز فشار این بخش نیز از ۱۰۰ به ۶۹٫۷۴ رسید. بااینحال، فشار بازار فرآوردههای نفتی به ۶۷٫۶۵ و فشار ناشی از تقاضا به ۷۴٫۹۸ افزایش یافت و ذخایر راهبردی نفت آمریکا نیز همچنان در سطح پایینی قرار دارند. بنابراین، کاهش شاخص کل لزوماً به معنای بهبود همه بخشهای انرژی نیست، بلکه نشاندهنده جابهجایی فشار از بخش پالایش به بازار و تقاضاست. اگرچه وضعیت انرژی آمریکا نسبت به ژوئن بهتر شده، شاخص همچنان بالاتر از سطح پیش از جنگ در فوریه قرار دارد.
2.2. انگیزههای نتانیاهو:
1.2.2.ضربه به تاسیسات هستهای کوه کلنگ برای بهبود وضعیت انتخاباتی نتانیاهو
یکی از محتملترین گزینهها برای شروع دور جدیدی از تنشها علیه ایران پیش از انتخابات اسرائيل، حمله به تاسیسات هستهای ایران خصوصاً تاسیسات کلنگ گزلا است. هرچند که اسرائیل به تنهایی توان وارد آوردن خسارت به این تاسیسات را ندارد، اما نتانیاهو با تحریک ترامپ برای حمله به این تاسیسات، میتواند با ادعای نابود کردن تاسیسات هستهای ایران، سبد رای خود را تقویت کند. اما دقیقاً مشخص نیست که آیا تکرار مجدد ادعای نابودی تاسیسات هستهای ایران در حالی که در جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه نیز مطرح شده بود، بتواند جامعه رژیم صهیونیستی را ترغیب به رای دهی به نتانیاهو کند یا خیر.
2.2.2. امنیتی شدن فضا به سود نتانیاهو است
مطابق تجارب انتخاباتهای گذشته در اسرائیل و نیز نتایج نظرسنجیها، جامعه اسرائيل در شرایط جنگی و تشدید چالشهای امنیتی، تمایل بیشتری به جریان راستگرا پیدا کرده و به همین دلیل، سبد رای این احزاب در دوره تشدید تنشها تقویت میشود. بنابراین، این احتمال وجود دارد که نتانیاهو با ورود به جنگی جدید، جامعه اسرائيل را ترغیب کند که به احزاب ائتلاف دولتی فعلی رای دهند. اما در صورتی که تشدید تنشها با دستاورد ملموسی همراه نشده و منجر به افزایش تلفات و خسارتها در اراضی اشغالی شود، نه تنها این امر منجر به افزایش حمایت از نتانیاهو نخواهد شد، بلکه میتواند وضعیت احزاب ائتلاف دولتی را بدتر از شرایط فعلی نیز کند. به همین دلیل، ریسک سیاسی ورود رژیم اسرائيل به جنگی جدید علیه ایران در مقطع پیش از انتخابات برای نتانیاهو بسیار بالا است.
3.2.2. استفاده از فرصت تضعیف حزبالله برای ضربه نهایی به ایران
یکی از چالشهای اساسی رژیم اسرائیل در جریان جنگ ۴۰ روزه که به چالشی سیاسی برای نتانیاهو خصوصاً در مناطق شمالی اراضی اشغالی تبدیل شد، بحث ورود حزبالله لبنان به جنگ با اسرائیل بود. این مسئله سبب شد تا ناامنی در اراضی شمالی مناطق اشغالی حکمفرما شده و ارتش رژیم مجبور شد تا برای مقابله با حملات حزبالله، بخشی از توان رزم خود را در این منطقه متمرکز کند. اما پس از حملات گسترده رژیم اسرائیل به مناطق جنوب لبنان، اکنون این باور در میان برخی تصمیمگیران سیاسی در اسرائیل به وجود آمده که حزبالله به شدت تضعیف شده و در جنگ دوباره با ایران دیگر به مانند گذشته، توان حمله به عمق خاک اراضی اشغالی را ندارد. به همین دلیل، نتانیاهو در ایام باقیمانده از دولت خود باید تلاش کند تا پیش از بازیابی مجدد توان حزبالله، این بار ضربهای اساسی به ایران وارد آورد. مطابق این برآورد، در صورت عدم ورود به جنگ پیش از انتخابات، احتمال بازیابی توان رزم حزبالله در دوره انتخابات و نابسامانیهای سیاسی در اسرائیل به شدت افزایش خواهد یافت.
4.2.2. تلاش برای جذب آرای مردد به سمت نتانیاهو با کسب پیروزی برزگ در جنگ با ایران
مطابق نظرسنجی کانال ۱۱ اسرائيل، در شرایطی که تنها ۹ روز به انتخابات اسرائیل باقیمانده است، اکنون ۳۰ درصد از جامعه اسرائیل هنوز تصمیم نگرفتهاند که در انتخابات آتی، به کدام حزب رای خواهند داد. به همین دلیل، نتانیاهو میتواند با ورود به جنگی جدید و تبدیل چالشهای امنیتی به اصلیترین دغدغه ساکنان اراضی اشغالی، خود را به عنوان ناجی امنیتی اسرائیل معرفی کرده و آرای مرددین را به سمت خود جذب کند. تبعاً دستیابی به پیروزی بزرگی نظیر اسقاط حکومت در ایران، میتواند شرایط را به طور کامل به نفع نتانیاهو تغییر دهد. بنابراین نتانیاهو تلاش خواهد کرد تا با دستیابی به یک پیروزی حیثیتی و بزرگ، موقعیت خود در انتخابات آتی را ارتقا دهد. اما این امر در صورتی صادق خواهد بود که جامعه اسرائیل دچار چالشهای امنیتی و خسارات گسترده نشود.
3. سناریوهای حمله پیش از انتخابات
با توجه به عوامل مذکور در خصوص انگیزههای ترامپ برای حمله به ایران، چهار سناریوی (هدف) حمله را میتوان در نظر داشت:
1.3. حمله به تأسیسات کوه کلنگ
نخستین احتمال، حمله به تأسیسات هستهای کوه کلنگ است. قویترین بمبهای سنگرشکن شناختهشده آمریکا توانایی نفوذ به این تأسیسات را ندارند. همچنین در حال حاضر احتمال استفاده آمریکا از سلاحهای اتمی تاکتیکی نیز پایین ارزیابی میشود. با این وجود باید به دو موضوع توجه کرد. نخست، آمریکا ممکن است در حال توسعه بمب سنگرشکن نسل جدید خود باشد. در ماههای گذشته نیز گزارشاتی در مورد این بمبها منتشرشده بود، هرچند نمیتوان آن را تأیید کرد.
علاوه بر این، ورود بمبهای GBU-43 یا ملقب به «مادر همه بمبها-MOAB» نیز میتواند در راستای حمله به کوه کلنگ مورد استفاده قرار گیرد. البته کاربرد این بمب را باید در نظر گرفت. GBU-43 یک بمب سنگرشکن نیست، بلکه در هوا منفجر میشود و قدرت و گستره ویرانگری بالایی دارد. به نظر میرسد آمریکا قصد دارد از این بمب برای تخریب شدید ورودیهای سایت کوه کلنگ استفاده کند، به گونهای که بازکردن مجدد آن نیازمند زمان طولانیتر و شناسایی ماهوارهای آن آسانتر باشد.
2.3. اجرای عملیات چمنزنی در جنوب
آمریکا برای سرکوب توانمندی موشکی و ایران و تسهیل عبور نفت از تنگه میتواند دست به حملات گسترده مجدد به جنوب کشور بزند. با توجه به اینکه ایران در یک ماه گذشته حجم حملات خود را علیه کشتیهای متخلف افزایش داده است، احتمال اینکه ترامپ برای کنترل بازار نفت و سوخت دست به حمله نظامی بزند را بالا میبرد. برای انجام این عملیات نیز آمریکا میتواند از بمب GBU-43 علیه مهمترین تأسیسات موشکی ایران استفاده کند که در حمله به کشتیها یا ناوهای جنگی آمریکا نقش داشتهاند.
3.3. اقدام به ترور مقامات ارشد کشور
آمریکا و اسرائیل، برخی مقامات ارشد کشور را عامل اصلی مقاومت در برابر خواستههای خود میدانند. به همین خاطر، اقدام به ترور آنها یکی از سناریوهای محتمل خواهد بود. محافل نخبگانی و اندیشکدههای آمریکایی مکرراً برخی از تصمیمگیران ارشد را عامل مقاومت ایران در برابر خواستههای آمریکا میدانند. به همین خاطر، در صورتی که آمریکا یا اسرائیل یک فرصت عملیاتی برای برای چنین کاری پیدا کنند به اقدام نظامی خواهند زد.
4.3. حمله به زیرساختهای انرژی
احتمال وقوع این سناریو در حال حاضر کم برآورد میشود؛ زیرا در حال حاضر ایران و آمریکا به یک نقطه تعادل (هرچند شکننده) در خصوص جنگ زیرساختی رسیدهاند. با این وجود، احتمال وقوع آن را نمیتوان صفر دانست. این حمله میتواند به صورت گسترده برای فلجکردن توان کشور یا به صورت محدود صرفاً برای اعلام هشدار به ایران باشد.
5.3. برقراری معادله بازدارندگی جدید: کشتی در برابر کشتی
آمریکا پیشتر یک بار تلاش کرد معادله بازدارندگی جدیدی را در برابر ایران ایجاد کند. پس از آنکه ایران اقدام به حمله موشکی به ناوهای جنگی آمریکا کرد، آمریکا نیز این حملات را با حمله به کشتیهای نفتی پاسخ داد تا از حملات مجدد جلوگیری کند. اکنون احتمال میرود آمریکا برای جلوگیری از انسداد تنگه، اقدام به حمله به کشتیهای حامل نفت ایرانی کند، به این صورت که هر حمله از سمت ایران به کشتیها با حمله متقابل به کشتیهای ایرانی از سمت آمریکا مواجه خواهد شد. این میتوند گزینهای بهینه برای آمریکا جهت کنترل تنش و بازگشایی تنگه باشد.
جمعبندی
مجموعه دلایل و شواهد و قرائن نشان میدهند ضروری است ایران خود را برای سناریوی آغاز مجدد درگیری نظامی با آمریکا و اسرائیل پیش از انتخابات کنگره و کنست آماده کند. اگرچه ترامپ اهمیت بسیاری میدهد که جمهوریخواهان بتوانند اکثریت سنا را حفظ کنند؛ اما این لزوماً به معنای خویشتنداری او تا پیش از برگزاری انتخابات نیست. بلکه مجموعهای از عوامل میتواند او را به سمت درگیری مجدد حتی در این بازه سوق دهد. به عنوان نمونه، اگر ترامپ به این نتیجه برسد که ایران در حال فعالیت هستهای قابل توجه (همچون شروع مجدد غنیسازی) است یا مسیر جنوبی در حال مسدود شدن است، احتمال میرود دست به اقدام نظامی بزند. نتانیاهو نیز منافع سیاسی شخصی خاصی دارد که او را به سمت درگیری خواهد کشاند. با توجه به وضعیت ضعیف ائتلاف او در انتخابات، امکان دارد برای جلب نظر رأیدهندگان مردد یا امنیتیکردن فضای انتخابات به نفع خود، دست به اقدام نظامی بزند. اهداف و سناریوهای احتمالی در حمله پیش از انتخابات، شامل موارد متعددی میشود: حمله به تأسیسات کوه کلنگ، حمله به نواحی جنوبی کشور (جهت سرکوب توانمندی ایران برای انسداد مسیر جنوبی)، ترور مقامات لشکری و کشوری یا حمله به زیرساختهای انرژی کشور میشود.
۰ دیدگاه