اگر ایالات متحده میخواهد از یک جنگ طولانی دیگر اجتناب کند، باید تضاد دیدگاههای خود را با اسرائیل در مورد پیروزی بلندمدت حل کند.
تغییر رژیم میتواند منافع آمریکا را برآورده کند اما بدون یک برنامه عملی برای دستیابی به آن، تغییر رژیم تنها یک رویا است. روشهای مختلف برای تلاش در این زمینه یا غیرواقعی و یا احتمالاً نیازمند زمان زیادی خواهند بود و حتی ممکن است نتایج آن دقیقاً بر خلاف خواستههای ایالات متحده باشد.
با توجه به یورش آمریکا به ونزوئلا و تهدیدهای واشنگتن علیه گرینلند، تعجبآور نخواهد بود اگر ترامپ تصور کند تهدید میتواند دولتهای آمریکای لاتین را وادار کند با چین خداحافظی کنند. با این حال، شواهد نشان میدهد رهبران منطقه بهسادگی موتور توسعه اقتصادی خود را کنار نخواهند گذاشت.
امروزه برای ایجاد تغییر باید سیستمهای نرمافزارمحور و خودمختار را در مقیاس گسترده بهکار بگیریم تا یاد بگیریم چگونه از آنها استفاده کنیم و سپس با آزمایش آنها بفهمیم آیا فرضیات ما تحت چالشهای زمانی، مکانی و شرایط اشباع اصلاح میشوند یا نه.
دولت ترامپ مدتهاست که بهطور غیرمستقیم نشان داده در حال طراحی انتقال قدرت در ونزوئلا با محوریت رودریگز است.
مسکو و پکن خطوط کلی نظم جهانی جدیدی را میبینند که با حوزههای نفوذ منطقهای و سلطه قدرتهای منطقهای تعریف میشود. از نگاه آنان، آمریکا بهتدریج نقش پلیس جهانی را کنار میگذارد و به پشت دیوارهای دژی نیرومند اما منطقهای عقبنشینی میکند.
حزب کمونیست چین اهدافی بلندمدت و منعطف تا سال ۲۰۴۹ تعیین کرده است و ترجیح میدهد با حفظ بازدارندگی فعال و بدون ورود به درگیری مستقیم، اهداف ملی خود را محقق سازد.
با افزایش گزارشها درباره اطلاعاتی که به تولید مجدد موشکهای ایرانی از زمان جنگ ژوئن با اسرائیل اشاره دارد، تحلیلگران به طور فزایندهای بر این باورند که یک درگیری جدید با ایران ممکن است نزدیک باشد.
متغیرهای بسیار زیادی در رابطه با عادیسازی در جریان هستند؛ از جمله انتخابات در اسرائیل، رفتار دولت ایالات متحده و حتی احتمال برگزاری انتخابات در تشکیلات خودگردان فلسطین. به همین دلیل بعید است که عربستان در شرایط فعلی حتی چنین اقدامی را بررسی کند.
چشمانداز بهبود امنیت منطقهای از طریق توافق ابراهیم ممکن است نیاز به تضمین ایالات متحده برای حفظ برتری کیفی اسرائیل را ضعیف کند، چرا که برخی مقامات اسرائیلی معتقدند نیازی به این برتری در برابر کشورهای دارای روابط دیپلماتیک با اسرائیل نیست.
سرمایهگذاری روی ناوهای جنگی جدید دقیقاً همان چیزی که آمریکا به آن نیاز ندارد. آمریکا به کشتیهایی نیاز دارد که برای مقابله با تهدید چین بهینهسازی شدهاند اما ناوهای طراحی شده برای این منظور مناسب نیستند.
موج اخیر توافقهای دولت دونالد ترامپ در آسیای مرکزی باید با رفع موانع کنگرهای که همکاریهای بیشتر منطقهای را سد کردهاند، همراه شود.
در حالیکه آمریکا مسیر عقبنشینی از انرژیهای پاک را دنبال میکند، پکن آینده را در دست میگیرد. آیندهای که در آن خورشید نهتنها یک منبع انرژی، بلکه یک سلاح ژئوپلیتیکی جدید است.