هفتههاست که ترامپ درباره ازسرگیری حملات رجزخوانی میکند، اما هر بار راهی برای عقبنشینی پیدا میکند. بهجز چند صدای تندرو، بیشتر اطرافیان ترامپ تمایلی به آغاز دوباره حملات ندارند؛ حتی با وجود ادامه بنبست.
نبردی که در اوایل ماه مارس توسط حزبالله برای حمایت و همبستگی با ایران آغاز شد، اکنون به نبرد سرنوشتسازی میان حزبالله و اسرائیل مبدل گشته است.
نااطمینانیهای امنیتی حاکم پس از حملات ایران به کشورهای خلیج فارس، دامنه توافق دفاع متقابل راهبردی پاکستان و عربستان سعودی را گسترش خواهد داد. مذاکراتی نیز برای پیوستن مصر و ترکیه به این پیمان در جریان است.
برخلاف پیشبینی هگست درباره پیروزی سریع و قاطع، جنگ ایران اکنون به وضعیتی پرهزینه و نامشخص کشیده شده است.
با وجود اینکه سیاستهای آمریکا در قبال ایران، کویت را در معرض حملات ایران قرار داده، این کشور احتمالاً همچنان به چتر امنیتی واشنگتن وابسته خواهد ماند نه به دلیل اعتماد کامل به این کشور، بلکه به دلیل نبود گزینههای جایگزین.
روسیه و چین خواهان جنگی تمامعیار نیستند، اما بهترین سناریو برای آنها یک درگیری طولانی و کمشدت است که منابع آمریکا را تحلیل برده و محدودیت قدرت آن را نشان دهد.
نتانیاهو امیدوار بود که در طول جنگ کنونی، با کسب دستاوردهای نظامی فوقالعاده وارد رقابتهای انتخاباتی شود. این امر زمانی محقق میشد که یا جنگ مدت بیشتری به طول میانجامید تا در طول این مدت، اسرائيل میتوانست پیروزی محسوسی را کسب کند.
محتملترین مسیر کوتاهمدت، صلحی شکننده و ناتمام است که بیشترین شباهت را به سناریوی اول دارد: اقدام محدود آمریکا، چین منفعل اما فرصتطلب، و تنگه هرمزی که ظاهراً باز است اما عملاً محل مناقشه باقی میماند.
آمریکا برای دستیابی به اهداف خود در این جنگ، اکنون در حال برنامه ریزی برای افزایش مدت زمان آتشبس جهت پیگیری مذاکرات، تلاش برای اجماع سازی گسترده بینالمللی علیه ایران و یا از سرگیری مجدد حملات به ایران از طریق اقدامات رادیکالتر خواهد بود.
مجموع فشارهای اقتصادی، فنی و سیاسی، پنجره آسیبپذیری اروپا عمیقتر خواهد کرد. اوکراین ممکن است حمایت کمتر و با تأخیر بیشتری دریافت کند و اروپاییها برای تقویت سریع توانمندیهای خود با مشکل مواجه شوند.