پنج دور گفتگوی ایران با آمریکا در سال 1404، حمله غافلگیرانه اسرائیل به خاک ایران و سپس بمباران تأسیسات هستهای توسط آمریکا به نظر میرسد دکترین هستهای ضمنی و غیراعلامی ایران مبنی بر ایجاد قابلیت ساخت سلاح هستهای بدون ساخت آن (وضعیت آستانهای) را زیر سؤال برده است.
کشورهای اروپایی با توجه به دیدگاهها، منافع اقتصادی و سیاسی، و تاریخچه روابط خود، مواضع مختلف و گاه متضادی نسبت به جنگ ایران و اسرائیل اتخاذ کردند. این تفاوتها باید با دقت و هوشمندی توسط ایران تحلیل شود تا سیاست خارجی و دیپلماسی خود را به بهترین شکل تنظیم کند.
حتی اگر ممدانی نتواند شهردار نیویورک شود، رهبران دموکرات باز هم باید در راهبرد حزب بازنگری کنند. پس از شکست هریس در انتخابات ریاستجمهوری، این پرسش در میان دموکراتها مطرح شده که حزب برای احیای خود باید به سمت ترقیخواهی حرکت کند یا به میانهروی ادامه دهد؟
احتمال فعالسازی مکانیسم ماشه از سوی اروپا پس از جنگ ۱۲ روزه به دلیل تصور تضعیف ایران و هزینه نسبتاً پایین این اقدام، افزایش یافته است. اگرچه، رویکرد ابهامآمیز ایران در حوزه هستهای، ظن اروپا را نیز به تلاش تهران برای ساخت بمب اتم را تقویت کرده اما انگیزه اصلی آنها مهار ایران در چارچوب برنامه آمریکایی-اسرائیلی برای نظم جدید در غرب آسیا است.
نزدیکی فزاینده هند به اسرائیل، در کنار تنش با پاکستان، این نگرانی را تقویت نموده که حضور هند در مکران، به بستری برای تحریک گسل قومی بلوچستان (علیه پاکستان و ایران) مبدل شود و این نگرانی، منجر به طرح مسئله خلع ید هند در پروژه چابهار در محافل مختلف شده است.
این مصاحبه فرصت خوبی بود تا ایران بتواند با قشر محافظهکار آمریکا ارتباط برقرار کرده و تصویر خود در ذهن آنها را اصلاح کند. با این وجود به نظر میرسد بیش از آنکه چنین هدفی حاصل شود بیشتر به القای ضعف و آمادگی برای عقبنشینی منجر شده است.
دولت فعلی آلمان از تلاش برای پیشبرد دیپلماسی و تنشزدایی به سمت تنشزایی و تقابل برای مهار و حتی تضعیف ایران سوق یافته است. به نظر نمیرسد که روابط ایران و آلمان در کوتاهمدت به سمت تنشزدایی پیش برود و در بهترین حالت ممکن روابط در سطح تنش فعلی باقی خواهد ماند.
جنگ دوازده روزه میان ایران و اسرائیل، سوگیریها و بلوکبندیهای موجود در شبه قاره را یکبار دیگر به ورطه آزمون گذارده است. دولت ملیگرای هندو در دهلی، از 7 اکتبر تاکنون، تلاش نموده تا از محکومیت اسرائیل به صراحت اجتناب کند و در مجامع بینالمللی سکوت و غیبت را تضمینکننده منافع خود پنداشته است.
میزبانی اخیر از وزرای دفاع کشورهای عضو شانگهای میتواند نشانهای از درک چین از لحظه تاریخی در نظم جهانی و مرحلهای جدید از سیاستهای نظامی و امنیتی این کشور باشد.
اروپاییها اکنون نزدیکی ایدئولوژیک بیشتری با اسرائیل و در تقابل با ایران در مقابل نظم در حال تغییر جهانی میبینند که به خاطر آن حاضرند حمایتی حتی به قیمت زیر پا گذاشتن ارزشهایشان از اسرائیل داشته باشند.
پس از ۱۲ روز نبرد آتشبس شکنندهای میان ایران و اسرائیل شکل گرفته است. مهمترین موضوعی که اکنون باید به آن اندیشید الزامات برای دوره پس از آتشبس است.
بمبافکنهای B 2 نیز از پایگاه وایتمن در خاک آمریکا به مقصد گوام به پرواز درآمدند. اما این قسمتی از نقشه ترامپ برای یورش به خاک ایران بود.
ایران اگرچه هنوز تلاش میکند در مقابل آمریکا از کارتهای سیاستورزی پیشاجنگ استفاده کند اما کارتهای بازی زیادی نیز برای جنگ با ایالات متحده دارد که میتواند آن را وادار به عقبنشینی کند.
استفاده از پهپادها به دلیل ارزانی و توانایی تولید شمار زیادی ازاین وسایل پرنده مقرون به صرفه بوده و گذشته از همه اینها درصد بالایی از آنها شانس رسیدن به فلسطین اشغالی و اصابت به اهداف خود را دارند.