در شرایطی که غرب نبردی ترکیبی علیه ایران را شدت بخشیده، اتکای صرف ایران بر بازدارندگی نظامی (آن هم صرفاً موشکی) نمیتواند امنیت ملی ایران را تأمین نماید. ارتقای بازدارندگی در ابعاد اجتماعی، اطلاعاتی و دیپلماتیک، در سناریوی خوشبینانه به توافقی مطلوب برای ایران و در سناریوی میانه نیز، به تداوم وضع موجود و جلوگیری از حمله نظامی خواهد انجامید.
در عملیاتهای پیشرو شاهد نبردی به همان گستردگی که در ماههای اول جنگ دیدیم از سوی حماس نخواهیم بود؛ بلکه عملیاتهای متمرکزتری، از تونلها یا خانههای نیمهویران شده، سپس بازگشت فوری به مخفیگاه و یا انتظار برای فراهم شدن فرصت فعال کردن تلههای انفجاری خواهد بود.
سخنان نعیم قاسم را نباید صرفاً یک ژست یا نمایش تبلیغاتی تلقی کرد؛ این دعوت قطعهای از پازل بزرگتر است که تهران، ریاض و بازیگران لبنانی در آن نقشآفرینی میکنند.
در سالهای اخیر، روابط میان ایران و اروپا وارد یکی از پرتنشترین مراحل خود شده است. این وضعیت میان کارشناسان بر سر ریشههای تعارضات جدید اختلافنظر ایجاد کرده؛ برخی، عامل اصلی را در حمایت نظامی ایران از روسیه و برخی دیگر مسائل حقوق بشری میدانند.
۳۱ آگوست در حاشیه نشست سران شانگهای در چین، وزرای خارجه اسلامآباد و ایروان بیانیه برقراری روابط دیپلماتیک را امضاء کردند. بیانیه مذکور فارغ از اهمیت دو جانبه آن، نشانهای برجسته از فروپاشی نظم قدیمی حاکم بر قفقاز و شکلگیری نظمی نوین در منطقه است.
سیاستهای ترامپ در قبال برزیل تاکنون با هدف تغییر وضعیت تجاری به نفع آمریکا، دور کردن برزیل از چین و حمایتهای راستگرایان این کشور بوده است. با این حال، روش اجرای این سیاستها به گونهای بوده است که میتواند به نتیجه معکوس برسد.
اگر این بنبست سیاسی ادامه یابد و احزاب حاضر به تفاهم نباشند، کشور به سمت یک انتخابات زودهنگام دیگر سوق پیدا خواهد کرد؛ انتخاباتی که بهجای حل بحران، احتمالاً به افزایش قدرت افراطگرایان و ورود به مرحلهای خطرناکتر از بیثباتی منجر خواهد شد
حمله به قطر نخستین حمله اسرائیل به یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از ابتدای تاسیس خود و یک تغییر بنیادین در الگوی رفتار جنگی اسرائیل با گسترش جغرافیای جنگ به منطقه خلیج فارس است که میتواند تاثیراتی عمیق بر ادراک ذهنی و الگو رفتاری کشورهای این منطقه داشته باشد.
احیای نام «وزارت جنگ» در دولت ترامپ، حتی اگر صرفاً جنبه نمادین داشته باشد، حامل پیامهای سیاسی و امنیتی پررنگی است. این اقدام نشاندهنده تمایل او به بازنمایی خویش در قامت منجی و استفاده از میراث تاریخی آمریکا برای مشروعیتبخشی به سیاستهای سختگیرانه داخلی و خارجی است.
تقارن دو رویداد «اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای» در تیانجین و «رژه بزرگ روز پیروزی» در پکن به مناسبت هشتادمین سالگرد پایان جنگ جهانی دوم را میتوان بهمنزله تلاش آگاهانه پکن برای ایجاد پیوند میان «قدرت سخت» و «نهادسازی نرم» دانست.
گسترش آشوبهای سیاسی و امنیتی در سطح جهانی، نقش سازمان همکاری شانگهای را به عنوان نهادی که میتواند رویکرد بدیلی در مقابل رویکردهای غربی ارائه کند از هر زمان دیگری برجستهتر کرده است.
علاوه بر این، کارشناسان غربی مدعی شدهاند که کشورهای اروپایی پیش از این سازوکار حل اختلاف مبنی بر شکایت از عدم پایبندی ایران را در سطح کمیسیون مشترک و سپس در سطح وزیران خارجه، مطرح کردهاند و تمدید آن، نشان از حل اختلاف ندارد.
آمریکا ونزوئلا را پایگاه دشمنان خود -یعنی چین، روسیه و ایران- میبیند؛ اما چگونگی مواجه با آن وابسته به پویاییها و مناسبات قدرت در واشنگتن است.