جنگ رمضان احتمالاً روابط اروپا و اسرائیل را وارد مرحلهای جدید خواهد کرد؛ مرحلهای که در آن اروپا از نگاه سنتی به اسرائیل بهعنوان «متحد استثنایی» فاصله میگیرد و به سمت رابطهای عملگرایانهتر حرکت میکند.
به نظر میرسد خروج اورانیوم غنی شده از خاک ایران اکنون به یکی از جدیترین اهداف دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی تبدیل شده است. طبعاً به دلیل ریسک پایینتر، مقامات دشمن تمایل دارند تا این مواد از طریق سازوکارهای دیپلماتیک از کشور خارج شوند
ترامپ برای پایان دادن به پرونده هستهای ایران و تنگه هرمز، همچنان گزینه حمله مجدد را محتمل میداند؛ زیرا شرایط «نه جنگ، نه صلح» را نامطلوب تلقی میکند.
در مسئله تایوان، شی موضعی هشدارآمیز گرفت و ترامپ نیز ابهام راهبردی آمریکا را حفظ کرد. گفتوگوها درباره ایران، از جنگ و خرید نفت تا برنامه هستهای، به نتیجه ملموسی نرسید و در موضوع تنگه هرمز نیز علیرغم برخی نشانههای همگرایی، توافق عملی حاصل نشد.
این ابتکار حتی در صورت شکست نیز اهمیت راهبردی دارد، زیرا نشاندهنده تلاش اروپا برای تبدیل شدن به یک بازیگر امنیتی مستقلتر در نظم جهانی جدید است.
میدان جنوبی عملاً وارد مرحله فرسایش باز شده است، جایی که هیچ یک از دو طرف نمیتوانند به نتیجهگیری سریع دست یابند یا یک معادله نهایی را تحمیل کنند.
یکی از اصلیترین موانع حمله به زیرساختهای انرژی در ایران، نگرانی آمریکا از حملات گسترده موشکی ایران به زیرساختهای انرژی کشورهای منطقه است.
جنگ ایران را نمیتوان بهعنوان یک عامل مستقل در ایجاد شکاف در اروپا در نظر گرفت، بلکه این بحران نقش یک شتابدهنده را ایفا کرده است که اختلافات موجود را همزمان فعال و تشدید کرده است.
توقف عملیات و عقبنشینیهای مکرر ترامپ را نمیتوان امتناع ترامپ از آغاز مجدد درگیری تفسیر کرد، بلکه بیشتر باید آن را تاکتیکی برای مدیریت هزینهها، بازتنظیم راهبرد و حفظ اهرمهای فشار دانست
روند فعلی در نظرسنجیهای اسرائیل حاکی از افزایش محسوس نارضایتیهای عمومی از دولت نتانیاهو است. به نظر میرسد مسائلی نظیر آتشبس لبنان، سربازی جوانان حریدی، عدم تشکیل کمیته حقیقت یاب ۷ اکتبر و مسائلی از این دست سبب شده است تا محبوبیت نتانیاهو به شدت در اسرائیل کاهش یابد.
جنگ ایران برای آلمان تنها یک بحران بیرونی نبود، بلکه آزمونی برای سنجش حدود وابستگی امنیتی، منطق اتحاد با آمریکا، و ظرفیت برلین برای پیگیری منافع مستقل در خاورمیانه بود.
یکی از مهمترین عواملی که باعث خشنودی آمریکاییها از انتخاب الزیدی شد، عدم انتخاب گزینههای اصلی چارچوب هماهنگی یعنی نوری المالکی و السودانی بود.
نمیتوان با قطعیت گفت ترامپ پس از ۶۰ به پایان جنگ خواهد شد؛ زیرا همه چیز به معادلات قدرت درون حزب جمهوریخواه، تصمیم دموکراتها و میدان نبرد میان ایران و آمریکا وابسته است.